مينگرليها هنگامى در اين برجها فرا مىآيند كه احتمال حملهء دشمن در ميان باشد . پس از رفع خطر به كلبههاى خود باز مىگردند . چون فاصله ميان محل سكونت مينگرليها با جنگل بسيار اندك است ساكنان اين سرزمين كلبههاى خود را از تخته يا شاخهء درختان يا از نى درست مىكنند ، ونيز به سبب اينكه فراهم كردن تخته يا چوب يا نى و ديگر مصالح ساختمان نياز به هزينهء زياد ندارد ، ساختن اين كلبهها ارزان تمام مىشود . كلبهء فقيران يك طبقه و هم كف زمين و بسيار محقر است ؛ اما كلبهء كسانى كه از دارايى بيشتر برخوردارند دو طبقه دارد . چون زمين كلشيد بر اطلاق نمناك است در طبقهء اول براى استراحت و نشستن تخت مىگذارند ، و روى آن قالى پهن مىكنند ؛ اما فقيران تنها از چند نيمكت چوبى استفاده مىكنند . خانهها يا بهتر بگويم كلبههاى كلشيديها رويهمرفته كثيف ، بد ، و براى زندگى كردن نامساعد است . نه پنجره دارد و نه بخارى . در اجاقى كه ميان كلبه كندهاند آتش مىافروزند و يگانه راه تافتن نور خورشيد به درون كلبه در ورودى آنست . كلبهها پى و اساس محكم ندارند ، و دزد و دشمن مىتواند بىهيچ رنج و زحمت به درون آنها راه يابد . بدين گونه كه آنان به آسانى از زير دستكهاى كلبه راهى از خارج به داخل مىگشايند و به درون كلبه وارد مىشوند ، و به محض احساس خطر از همان راه بيرون مىروند و مىگريزند .
به همين سبب دهقانان ناچارند محلى را كه از دستبرد دزدان و نفوذ بدخواهان مصون باشد براى حفظ اثاثه و اموال خود فراهم كنند ، و جز خواربار و مقدارى شراب هر چه دارند به آن جا منتقل كنند . در مواردى كه خطرى پيش آيد همه افراد خانواده و بستگانشان در آن جا جمع مىشوند ، حتى چهارپايان خود را به آن جا منتقل مىكنند ، و تا رفع خطر ، به طور دستهجمعى زندگى مىكنند ، سراى سلطان و خانههاى بزرگان پيشخان نسبة وسيعى دارد كه محلّ پذيرايى و رسيدگى به امور مردم است . اما اين پيشخان جز محوطهاى كه دورش چپربندى شده بيش نيست و امتياز خاصى ندارد .
گل و خلقت مردمان كلشيد در نهايت نيكويى و تمامى است . مردان اين سرزمين همه خوش اندام ، و رشيد ، و زنان در نهايت زيبايى و دلفريبىاند ، و هيچ نقصى در سراسر اندامشان نيست . قد و قامت رعنا دارند ؛ نگاه آهوانهشان فتنهانگيز و آشوبگر است . تبسّمشان وسوسهآفرين و هوش رباست ؛ هر زمان به رفتار مىآيند قيامت برپا مىشود ، و چون مىنشينند فتنه برمىخيزد . گردش چشم جادوگرشان عاشق جوست ، و زنانى كه از زيبايى ظاهر بهره كمتر دارند ، همچنين آنان كه جوانى
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٣