كه به دست خود پروردهاند به شكار مىروند . به تحقيق مىتوان گفت كه در روى زمين هيچ نقطهاى نيست كه به اندازهء كلشيد باز و قوش و شاهين و ديگر انواع مرغان شكارى داشته باشد . اين گروه مرغان در كوه قفقاز لانه مىسازند . همين كه تخم آنها شكفته مىشود و جوجهها بيرون مىآيند خود را در بيشهها و جنگلهايى كه زير لانهشان است رها مىكنند . كسانى كه در طلبشان هستند آنها را مىگيرند ، و در مدت پنج يا شش روز رام و دستآموز مىكنند . شكار كلنگ به وسيلهء شاهين از ديگر اقسام شكار مرغان شكارى ديدنىتر و جالبتر است . شكارچيان در چنين موارد به روش ايرانيان و تركان طنبور كوچكى به زين اسب خود مىآويزند و به هنگام مناسب براى ترساندن و رماندن مرغان به صدا در مىآورند . همين كه آنان به پرواز درآمدند شكارچيان مرغان شكارى را رها مىكنند ، وقتى كلنگها بدين تدبير گرفتار آمدند قلمهاى زيبايى را كه براى آراستن جيقه به كار است مىكنند و مرغ گرفتار را رها مىكنند . مردمان مىگويند اين قلمها پس از مدتى نه بسيار دير دگربار به زيبايى و رنگينى بار نخستين بر سر كلنگها مىرويد .
صداى طنبور همچنان كه پرندگان را مىترساند و مىرماند ديگر جانوران جنگلى را به وحشت مىاندازد . در چنين حال جانورها دسته دسته از جنگل به سوى دشت مىگريزند ، و شكارچيان مىتوانند آنها را هدف قرار دهند .
برخى از شكارچيان كلشيدى با سگ تازى نيز شكار مىكنند ، اما ترجيح مىدهند كه ضمن تاختن با اسب بر صيد دست يابند . هميشه شانه راست شكار از آن آقاى خانه ، و شانهء چپ از آن بانوى خانه است ، و بقيه را با شكارچيها مىخورند .
جز اين پرندگان كه نامشان را آوردم پرندگان ديگرى به شكلها و رنگها و پرهاى متنوع و عجيب در مينگرلى به سر مىبرند كه در جاهاى ديگر مانندشان نيست .
مثلا در آن سامان انواع عقاب ، اقسام پليكان وجود دارند ، كوهستان قفقاز جايگاه پرورش اين مرغان و انواع جانوران درنده مانند ببر ، پلنگ ، شير ، گرگ و شغال است .
جانور اخير نوعى از روباه است جز اينكه بزرگتر و موهايش ضخيمتر و درشتتر است . مردم مىگويند اين همان جانور است كه قديميها به آن كفتار مىگفتند . اين حيوان سبع نامش هر چه باشد گورها را مىشكافد مردهها را بيرون مىآورد و مىخورد ، و جيفه جانوران را نيز مىبلعد .
در مشرق زمين مردهها را بدون تابوت به خاك مىسپارند ، و من بارها در
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: ژان شاردن
ص١٢٠