تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
ميوه‌اى كه در فرانسه هست در اين سرزمين نيز وجود دارد . در كلشيد خربزه‌هايى به دست مىآيد كه از نظر بزرگى شگفت‌انگيز است اما مزه و لطافت ندارد ، آنچه بسيار ، و از نوع خوب آنست انگور است . تاكهاى اين سرزمين در كنار درختان مىرويند و تا بلندترين نقطهء آنها بالا مىروند . خوشه‌هاى انگور اين درختان آن‌قدر بزرگ و سنگين‌اند كه آدمى براى چيدن و برداشتن آنها به زحمت مىافتد ؛ و براى من بارها اين ناراحتى پيش آمده است . رسم مردمان كلشيد بر اين است كه هر چهار سال يك بار موهاى خود را هرس مىكنند . شراب مينگرلى عالى و در نوع خود بىنظير است ، و در سراسر آسيا شرابى بدان خوبى وجود ندارد . و اگر شراب‌سازان اين سرزمين مانند فرانسويان در انداختن شراب استاد و ورزيده باشند ، شراب كلشيد شهرهء آفاق و پر مشترى مىشود . اما اهالى به اين امر مهم توجه و اعتنا نمىكنند . مردم كلشيد براى ساختن شراب تنه درختان بزرگ و تناور را خالى مىكنند ، آن را از خوشه‌هاى انگور مىآكنند ، عصارهء انگور را مىگيرند ، و در ظرفهاى سفالين كه قبلا در حفره‌اى جا داده‌اند مىريزند . هر يك اين ظرفها بر حسب كوچكى يا بزرگى گنجايش دويست تا سيصد پيمانه شراب دارد . وقتى ظرفهاى سفالين پر شد سرپوشى كه از چوب ساخته شده روى آنها مىگذارند و روى آنها را با گل مىاندايند ، و در آخر كار به همان آيين كه مشرق زمينيان ظرفهاى عظيم غلهء خود را نگهدارى مىكنند ، و من قبلا شرح آنها را آورده‌ام ، ظرفهاى شراب خود را ذخيره مىكنند . زمينهاى زراعى كلشيد در موسم افشاندن بذر گندم و جو بر اثر داشتن رطوبت كافى آن‌قدر نرم و سست است كه احتياج به شخم ندارد . دانه‌ها روزى چند پس از آن‌كه روى خاك افشانده شدند ريشه مىآورند و نمو مىكنند . مينگرليها مىگويند اگر پيش از پاشيدن بذر گندم و جو زمين را شخم بزنند ، ساقه‌هاى بوته‌هاى گندم آن‌قدر سست و ضعيف مىشوند كه اگر باد كم‌قوتى نيز بوزد ، همه ساقه‌ها شكسته مىشوند و خوشه بر نمىآورند . اما براى كاشتن حبوب نخست زمين را وسيلهء خيشهاى چوبين شيار مىكنند . چون به شرحى كه گذشت خاك كلشيد مرطوب و نرم است ، اين خيشهاى چوبى كار خيشهاى فلزّى را مىكند ، و به قدر كافى زمين را مىشكافد . مردمان كلشيد آسانگير و بىخيال و تن آسانند ، از اين‌رو هنگام كشاورزى يا اشتغال به كارهاى ديگر زمزمه مىكنند ، آواز مىخوانند ، و گاه صداى خود را چنان بالا مىبرند كه شبيه زوزه يا نعره مىشود . و اين شيوهء تمام مردم مشرق زمين ، خاصه كسانى