تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
است كه در قسمتهاى جنوبى تا سرحد هندوستان سكونت دارند . چنان كه جاشوان و كارگران كشتيها اگر به هنگام بالا كشيدن لنگر يا انجام دادن كارهاى مشابه آواز نخوانند ، و بدين گونه خود را تهييج و تحريك نكنند هرگز از عهدهء انجام دادن وظايف خويش بر نمىآيند . شگفت اين‌كه اگر براى گاوان و اشتران به هنگام بار كشيدن آواز بخوانند ، و با صداى زنگ آنان را سرگرم دارند بارهاى سنگين را بىاحساس رنج و ناراحتى حمل مىكنند ، و هر چه صدا بلندتر باشد براى بار كشيدن قوىتر و آماده‌تر مىشوند . محصول عمده و غذاى اصلى اهالى مينگرلى گم (
gom
) است . اين گياه شبيه گشنيز و دانه‌هايش ريز بسان ارزن است . در فصل بهار مانند برنج كاشته مىشود . كشاورزان با انگشتان خود سوراخى در زمين حفر مىكنند ، بذر گم را در آن مىريزند ، و رويش را با خاك مىپوشانند . از اين دانه‌ها ساقه‌اى به ضخامت يك بند انگشت ، و به بلندى بالاى انسان مىرويد . در انتهاى هر ساقه خوشه‌اى كه قريب سيصد دانه دارد در وجود مىآيد . ساقه‌هاى گم درست شبيه نيشكر است . در ماه اكتبر آنها را درو مىكنند ، در سبدهاى بزرگ جاى مىدهند و برابر آفتاب مىگذارند تا خشك شود . پس از بيست روز به قدر آنچه لازم دارند از آن برمىگيرند و مىكوبند و مىپزند و مىخورند . گم بىمزه و دير هضم و سنگين است . در مدت نيم ساعت به خوبى پخته مىشود . وقتى آبى كه به آن افزوده‌اند به جوش آمد با كاردك چوبى آن را به هم مىزنند تا دانه‌ها حل شود و به صورت خمير درآيد . آن وقت حرارت آتش را كم مىكنند تا آب آن كاملا تبخير شود . غذايى كه بدين گونه به دست مىآيد مانند برف سفيد ، و براى خوردن آماده است . تركها اين غذا يا نان را پاستا مىگويند . گم يا پاستا با فشار انگشت آسان و بدون زحمت قطعه قطعه مىشود . اين خوراكى مليّن و سرد است ، و عمده غذاى چركسها ، مينگرليها ، گرجيهايى كه باجگزار و تحت الحمايهء تركها هستند ، ابخازيها ، ساكنان قفقاز و همه مردمانى كه در طول تمام سواحل درياى سياه و بحر آزوف تا طرابوزان مسكن دارند ، از همين نان مىباشد . شگفت اين‌كه مردم اين نواحى چنان به خوردن گم عادت كرده‌اند كه به مذاقشان مطبوع‌تر و خوشتر از نان گندم و برنج مىآيد . من نيز پس از مدتى كه به خوردن اين نان ناچار بودم ، چنان مذاقم به آن آشنا شد و عادت كرد كه هر وقت نان گندم مىخوردم ناراحت مىشدم . عجب اين‌كه حالم نيز بر اثر مداومت در خوردن گم بهتر و سالم‌تر شده بود ، و قوىتر و نيرومندتر