شده بودم . همچنين در ارمنستان و گرجستان با بسيارى از بزرگان ، حتى سلطان تفليس و پاشاى آكال زيكه (
acal - zieke
) آشنا شدم كه جملگى با اشتها و ميل زياد گم مىخوردند . براى كاهش لينت و سردى اين نان ، هنگام خوردن آن شراب مىنوشند تا حرارت بدن نكاهد ، و سلامت انسان مختل نشود .
جز از گم محصولات ديگرى نيز در مينگرلى به دست مىآيد كه ارزن مهمترين و بيشترين آنهاست . اما محصول گندم و جو و برنج اين سرزمين اندك است .
عدهء كمى گاهى نان گندم مىخورند ، اما غالبا دوست نمىدارند « 55 » . گوشت مصرفى مردم كلشيد بيشتر گوشت خوك و گاو است . خوك به حدّ وفور يافته مىشود ، و گوشتشان آنقدر مطبوع و لذيذ است كه در هيچ نقطهء گيتى همتاى آن نيست . بزهاى كلشيد همه لاغرند و گوشتشان مزه ندارد . عدهء مرغهاى خانگى اين سرزمين بسيار نيست ، اما گوشتشان خوب و لذتآفرين است ، وقتى من وارد كلشيد شدم گوشت مرغ خانگى كمياب بود ، زيرا بر اثر جنگهاى داخلى ، اين سرزمين دچار خسارات و خرابيهاى بسيار شده بود . در كلشيد ماهى تازه نيست ؛ و تنها در فصولى معيّن مقدارى ماهى نمك سود و تن از عثمانى به آن جا مىآورند . مينگرليها گراز ، گوزن ، بز كوهى ، آهو ، خرگوش و بعضى ديگر از حيوانات وحشى را شكار مىكنند ، و گوشتشان را كه بسيار لذيذ و خوشمزه است مصرف مىكنند . همچنين شكار كبك ، قرقاول ، بلدرچين ، كبوترهاى وحشى و انواع پرندگانى كه در كناره رودخانهها به سر مىبرند ، ميان ساكنان اين سرزمين معمول است . كبوترهاى وحشى كلشيد از مرغان خانگى بزرگترند . فصل پاييز هنگام صيد اين كبوتران است و مينگرليها اين پرندگان را با تله به دام مىاندازند . در بهاران كبوتران وحشى دسته دسته به طرف كوه قفقاز كوچ مىكنند .
سرگرمى بزرگان و اعيان مينگرليها شكار است . اينان غالبا با مرغان شكارى
هامش
( 55 ) - يكى از محققان آورده است : شاردن فراموش كرده از مصرف كلم در مينگرلى سخن در ميان آورد .
خانوادههاى كمدرآمد از اين كلمها كه معمولا زياد بزرگ مىشوند بسيار استفاده مىكنند . مينگرليها كلم را مىجوشانند ، به آن نمك مىزنند ، در بشكهء پر از شراب مىاندازند ؛ مقدارى از گياهان معطّر بر آن مىافزايند ، در آخر مقدارى آب هم در بشكه مىريزند مايع درون بشكه پس از سپرى شدن مدتى در حدود يك ماه تبديل به چيزى شبيه سركه مىشود و كلمها نيز خوشمزه و خوردنى مىگردند .