نه تابستانهايش سوزان و غير قابل تحمّل . همچنين توفان و رعد و برق به ندرت در آن جا به ظهور مىپيوندد ؛ و كم اتفاق مىافتد هوا آنقدر سرد شود كه آب يخ ببندد . اما چون مقدار رطوبت هوا بر اثر بارندگىهاى زياد بسيار است زندگى كردن در اين سرزمين خاصه براى بيگانگان سخت دشوار مىباشد . به گاه تابستان بر اثر تابش آفتاب رطوبت هوا تبخير و نفس كشيدن دشوار مىشود ؛ و همين سنگينى هوا و عوامل ديگر موجب بروز بيماريهاى مختلف از جمله طاعون مىگردد . گرچه تنفس اين هواى پر رطوبت براى ساكنان محل نيز خالى از دشوارى و سنگينى نيست ، اما براى مسافران طاقتفرساست ، و اگر مدت اقامت آنان به طول انجامد نخست كسل ، و سپس اندك اندك لاغر و پژمرده مىگردند ؛ سرخى صورتشان به زردى بدل مىشود و سست و ناتوان مىگردند . روى همرفته گرچه طبيعت منطقه براى زندگى كردن نامساعد نيست ، اما همين رطوبت بيش از اندازهء هوا عاملى است كه مردم اين سامان بيش از شصت سال عمر نمىكنند .
يكى ديگر از عوارض هواى نمآلود و نامساعد اين خطّه شيوع بيمارى جان - شكار استسقاست كه مردم از طريق سواركارى با اسب ، و تغيير جا در هر سه يا چهار روز يك بار ، و زياد خوردن نمك ، و نشستن در كنار آتش با اين بيمارى مهلك مبارزه مىكنند .
من بر اين باورم كه يكى ديگر از عوامل مؤثر شيوع اين مرض كه بر مردمان و حيوانات اين سرزمين تلفات و خسارات زياد وارد مىكند حشرات گزنده مىباشند .
نوعى شپش بر بدن بعضى از حيوانات هجوم مىآورند و آنها را سست و بيمار مىكنند .
اين شپشها پوست خوكها را جاى مناسبى براى رشد و تكثير نسل خود مىدانند ، و غالبا تا اعماق پوست جانور نفوذ مىكنند .
در پايان اين مقال مناسب است بگويم بر اثر خصوصيات آب و هواى كلشيد جانوران سمى اين شهر يا به طور كلى فاقد زهرند يا سمشان چندان قوى نيست كه كسى را از پا بيندازد .
چنان كه پيش از اين اشاره كردم كلشيد آب فراوان دارد . سرچشمهء اصلى اين آبها كوههاى قفقاز است . رودهايى كه از اين كوه سرازير مىشوند پس از سيراب كردن زمينهاى كنارههاى مسير خود به درياى سياه مىپيوندند . رودهاى عمدهء اين سرزمين عبارتند از كودور (
codours
) يا كوراكس (
corrax
) كه قبلا از آن ياد