تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
انواع غلّات و حبوب است ، و آنچه در آنها ذخيره شده و گرچه مدت درازى بگذرد نه بويناك مىشود ، و نه فاسد مىگردد . تاتارها انبار غلات خود را يا در داخل چادر يا بيرون آن در فضاى آزاد حفر مىكنند ، و چنان كه ياد كردم روى آن را چنان ماهرانه مىپوشانند كه از سطح زمين شناخته نمىشود . اقوام تاتار به سرعت از جايى به جاى ديگر كوچ مىكنند ، و در اين كار چنان ورزيده و چابكند كه در مدتى كمتر از نيم ساعت چادر خود را از جا مىكنند ، در هم مىپيچند ، و بار مىكنند . براى حمل و نقل بارهاى خود از ارابه‌هايى كه وسيلهء گاو يا اسب كشيده مىشود استفاده مىكنند . تاتارها پيرو دين اسلام‌اند ، اما معتقداتشان چنان با اوهام و خرافات آميخته شده كه از حقايق مسلمانى جدا افتاده‌اند . پيش از سپيده دم روز دوم سپتامبر چنان باد پر نهيبى از جانب مخالف برخاست كه ناچار به كافا بازگشتيم . زيرا آن قسمت ساحل كه كشتى حامل ما لنگر انداخته بود قابل اطمينان نبود . معاودت ما ده ساعت مدت گرفت . شبانگاه روز هفتم كه هوا آرام و مساعد بود دوباره به راه افتاديم ؛ اما ديرى نگذشت كه دگر بار هوا سخت منقلب و توفانى شد . همه هراسان گشتيم ؛ و وحشت من از آن جهت كه كشتى آگنده از بارهاى سنگين بود بيش از ديگران بود . و وقتى به ياد مىآوردم كه بر عرشهء كشتى نيز به ارتفاع دوازده قدم بار چيده‌اند ، سراپايم مىلرزيد . خوشبختانه به لطف پروردگار ديرى نگذشت كه توفان فرو نشست و باد موافق وزيدن گرفت . در كشتى ما اجناس متفاوت از جمله نمك ، ماهى ، خاويار ، روغن ، بيسكويت ، آهن ، قلع ، مس ، ظروف مسى و چينى ، انواع زين و يراق اسب ، انواع مختلف اسلحه و ادوات كشاورزى ، ماهوت ، اقسام پارچه به رنگهاى گوناگون ، لباسهاى مردانه و زنانه ، انواع پتو ، قالى ، چرم ، چكمه ، و كفش ، خلاصه آنچه براى زندگى لازم است وجود داشت . افزون بر اينها لوازم خرازى و عطارى ، ادويه ، داروهاى مختلف ، انواع روغنهاى طبى ، بار كشتى بود . بنابراين مىتوان پذيرفت كه اين سفينه بسان شهر كوچكى بود كه در آن هرگونه كالا وجود داشت ، و صد نفر نيز در آن بودند . بامداد روز هشتم سواحل گذرگاه دريايى مئوتيد (
meotide
) نمايان شد . زمينهاى اين حدود مرتفع است . فاصلهء ما تا آن كناره‌ها بيش از سى ميل نبود . چون اين باتلاق گسترده دامن و پهناور است تركها آن را دريا مىنامند ؛ و چون آبهاى آن با آبهاى دريا كاملا آميخته نمىشوند و تقريبا به رنگ اصلى خود باقى مىمانند آن را
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 108 | ژان شاردن / اقبال يغمايى