كشيده شده به ندرت ، آن هم در تاريكى شب ، با قايقهاى كوچك از زير زنجير مىگذرند ، ولى از بيم تير توپهاى قلعه هرگز به ساحل نزديك نمىشوند .
در زمانهاى گذشته در فاصلهء سه فرسنگى سياه آبى به نام تانا « 51 » (
tana
) مشتق از اسم رودخانهء تانائيس قلعهء ديگرى نيز وجود داشته كه ديرى است ويران شده ؛ اين قلعه بر خلاف آنچه بسيار كسان گمان مىبرند با قلاع آزاك ارتباط نداشته ، زيرا دو قلعه آزاك در پانزده فرسنگى دريا ساخته شده است .
رود عظيم تانائيس نزديك به هشتاد فرسنگ طول دارد ، و پهناى آن در جايى كه به دريا مىرسد به قول مشهور بيست و پنج يا سى فرسنگ است . در زمانهاى قديم ، مردمان اينرود را ارگزانتس (
orxentes
) مىناميدند ، اما در زمان حاضر اقوام مسكوى و قزاق كه در يك سمت ، و تاتارها كه در جانب ديگر آن زندگى مىكنند اينرود را دن يا تن و تن مىنامند ؛ و اين اختلاف تلفظ ناشى از قرابتى است كه در زبانهاى شرقى ميان دو حرف « ت » و « د » وجود دارد . به هر صورت خواه در نوشتن و خواندن دن درستتر و بهتر باشد يا تن ، بىگمان كلمهء تانائيس را از نام همين رود گرفتهاند .
روز سىام ، كشتى حامل ما بادبان برافراشت و به سوى محلى كه دوزلا (
dousla
) - جايگاه نمك - ناميده مىشود به حركت درآمد . اين مركز نمك در قسمتى از ساحل دريا كه تا كافا پنجاه ميل فاصله دارد ، واقع است . سپيدهدم روز سى و يكم به آنجا رسيديم ، و كارگران بىدرنگ دست به كار زدند ، و انبارهايش را پر نمك كردند . در آنجا نگهبانى وجود نداشت . از اين مركز نمك هر سال متجاوز از دويست كشتى نمك حمل مىكنند ، و اگر لازم باشد صدور بيش از اين نيز آسان است . ذخيرهء اين خزانهء نمك هرگز نقصان نمىپذيرد زيرا كافى است كه آب دريا را در قسمتى از ساحل كه عمق آن كم است رها كنند ؛ آب بر اثر حرارت تبخير ، و نمك ته نشين مىشود . نمكى كه بدين آسانى به دست مىآيد مرغوب ، و براى غذا و جلوگيرى از فساد گوشت مناسب است . به هر يك از كارگرانى كه نمك به كشتى حمل مىكنند ، بىآن كه دربارهء مسايل ديگر سخن در ميان آيد روزانه چهل سو مزد مىدهند .
در فاصلهء يك ميلى ساحل تاتارها زندگى مىكنند . من و چند تن از همراهانم براى خريدن خواربار به محل سكونت آنان رفتيم . در آن جا بيش از ده يا دوازده خانه ،
هامش
( 51 ) - تانا (tana) و آزاك (azak) نام يك شهر است بر ساحل رود دن .