كشتيهاى ونيزى در درياى سياه جلوگيرى شود .
روز سىام ، آن مرد يونانى كه از ره لطف و مردمى مرا يارى و رهنمايى مىكرد به انتقال اثاثهء ما از سفينهاى كه با آن به كافا آمده بوديم به كشتيى كه به كلشيد مىرفت پرداخت ؛ و به مسؤول گمرك كافا خبر داد دو كشيش فرانسوى با كشتى آزاك به اين جا آمدهاند و مىخواهند به مينگرلى سفر كنند . اين دو كشيش چند صندوق كتاب و مقدارى اثاثهء كمبهاى مخصوص دير همراه دارند ، و اگر مسؤولان گمرك لازم بدانند مىتوانند كسى را براى معاينهء اين اثاثه به كشتى بفرستند .
مسيحيان ساكن مشرق زمين و تركهاى عثمانى همهء منسوبان جامعهء روحانيت مغرب زمين را خواه تارك دنيا و راهب باشند يا زن و بچه داشته باشند كشيش مىنامند ، و بدينسان من و همسفرم در سلك كشيشان درآمديم .
راهنماى يونانى من با بيانى گرم و گيرا به مسؤولان گمرك گفت كه ما دو نفر براى ديدن مبلّغين عيسوى ايتاليايى كه پيش از اين زمان به كلشيد سفر كردهاند ، مىرويم و از همكاران ايشانيم .
متصدى گمرك فورا كسى را براى بازرسى اثاثهء ما فرستاد . راهنماى ما با وى همراه شد . من در دو صندوق را باز كردم و به مأمور نمودم . او كه به طور سطحى محتويات دو صندوق را كه روى آنها مقدارى كتاب و دفتر و اوراق مختلف بود بازرسى كرد ، و به تصور اينكه تا ته صندوقها نيز از همين گونه اشياء كمفايده و كمبها جا داده شده ، خنديد ، و با شگفتى تمام گفت : اين چيزهاى كمارزش قابليّت انتقال از اروپا به مينگرلى ندارد ؛ و راهنماى يونانى در تأييد سخن مأمور گمرك گفت : فرمايش شما كاملا مقرون به حقيقت است ، و اگر همهء محتويات اين صندوقها را به پنج سو به من بفروشند هرگز نمىخرم . و افزود : من قبلا به رئيس گمركخانه خبر دادم كه محتويات اين صندوقها جز كتاب و دفتر و بعضى اوراق مختلف چيزى نيست ، و خوشحالم كه اكنون صحّت گفتههاى من بر شما آشكار شد .
آنگاه راهنما رو به من كرد و گفت : پدر ، به اين آقاى محترم كه رنج آمدن به اينجا ، و زحمت بازديد صندوقها را بر خود هموار كرده يك اصلانى تقديم كنيد ، و خود را براى حمل كردن صندوقها از اين كشتى به سفينهاى كه به مينگرلى مىرود آماده نماييد .
من يك اصلانى كه معادل چهل سو بود از جيبم بيرون آوردم و به او دادم .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: ژان شاردن
ص١٠٣