تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
نخست آن را نپذيرفت ، اما پس از اين‌كه به او گفتم اين پول آن‌قدر كم است كه تنها خرج معاودت وى را به محل كارش كفايت مىكند ، گرفت و بىدرنگ بازگشت . راهنماى من نيز همراهش رفت تا از نتيجه گزارش وى آگاه شود . مهربان يونانى پس از دو ساعت بازآمد و به من توصيه كرد يك اصلانى نيز به منشى كشتى بدهم ، زيرا وى موظّف است صورت جامع كليّهء محمولاتى را كه از كشتى خارج مىشود به دفتر ادارهء گمرك تسليم كند . من با رضاى كامل پيشنهاد وى را پذيرفتم . او بىدرنگ منشى را نزد خود خواند ، و به او گفت : تو مىدانى كه مأموران گمرك با دقّت تمام چند صندوق كشيشان فرانسوى را بازرسى كرده‌اند و ديده‌اند جز مقدارى كتابهاى مذهبى و دفاتر و اوراق مختلف چيز ديگرى در آنها نيست . صندوقهاى ديگر نيز محتوى تصاوير حضرت عيسى و حضرت مريم است كه براى نصب در كليساها و ديگر محلهاى مذهبى مىبريم ، و چون رنگ اين تصاوير در برابر هواى گرم و نامساعد متأثر و عيبناك مىشود از گشودن باقى صندوقها صرف‌نظر كردند . اكنون درخواست ما از شما اينست در گزارشى كه تنظيم ، و به مقامات مربوط تسليم مىكنيد جز اين دو صندوق ، از صندوقهاى ديگر نام نبريد . آن‌گاه يك اصلانى را به او دادم . منشى كشتى آن را گرفت ، و قول داد تقاضاى ما را بپذيرد . سپس گفت : نام خدا را بر زبان جارى ، و محمولات خود را از كشتى خارج كنيد . ما همهء صندوقها را وسيلهء دو قايق به كشتيى كه عازم مينگرلى بود منتقل كرديم . بدين‌گونه نه تنها از بسيار مضايق و تنگناها آسان گذشتيم ، بل كه همهء اعضاى گمرك ، همهء كاركنان سفينه‌اى كه با آن به كافا آمده بوديم ، و تمام كاركنان كشتيى كه مىخواستيم با آن به مينگرلى برويم به نظر محبت و حرمت به ما مىنگريستند ، و باور كرده بودند كه ما هر دو كشيشيم . همچنين پذيرفته بودند كه محتويات صندوقهاى ما همه كتابهاى مذهبى ، و اوراق مختلف ، و تصاوير حضرت مسيح ، و ديگر چيزهاى كم‌بهاست . براى اين‌كه آدمى در كشور عثمانى با اطمينان خاطر ، و بىتشويش و اضطراب مسافرت كند ، به كار بردن برخى لطايف الحيل و چاره‌انديشيهاى مدبّرانه لازم مىنمايد . در چنين شرايط مىتواند از سختگيريهاى مأموران گمرك و بسيار دشواريهاى پر دردسر آسان بگذرد . با همهء اين پيش‌بينىها و چاره‌گريها ، اگر بخت يار نباشد و طالع مدد نفرمايد ، براى مسافر گرفتاريها و ناراحتيهاى رنج‌بار به بار مىآيد .
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 104 | ژان شاردن / اقبال يغمايى