تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
اين كالاها به تمام اروپا حتى به هندوستان حمل مىشود . با اين‌كه براى صيد ماهى در اين دريا محدوديتهاى زياد وجود دارد ، ماهيگيرى بيش از حدّ تصوّر معمول است . مسؤولان شيلات بر اين اعتقادند كه چون آب درياى آزوف كمى گل‌آلوده و اندكى چرب است ، و كف دريا پوشيده از ماسه مىباشد ، ماهيها آسان مىتوانند در آبهاى آن تغذيه و تخم‌ريزى كنند . افزون بر اين ريزش رود دن (
don
) به درياى آزوف يكى از موجبات وفور ماهيان است . ماهيگيران مىگويند علاوه بر ورود ماهيهاى رود دن به اين دريا ، دسته دسته ماهيهاى درياى سياه و آبهاى كناره‌هاى داردانل و مجمع الجزاير اژه به درياى آزوف وارد مىشوند ، و كار ماهيگيرى را رونق مىبخشند . صدها صيد كنندهء ماهى با اطمينان و تأكيد تمام به من گفته‌اند كه بسيار بار ماهيهايى به دام انداخته‌اند كه درازاشان بيست و چهار تا بيست و شش پا ، و وزنشان هشتصد يا هفتصد ليور بوده ، و هر يك سه يا چهار كنتال خاويار داشته است . خاويار را از تخم ماهى درست مىكنند ، و چون مشترى بسيار ، و بهاى گران دارد قيمتش از خود ماهى البته بيشتر است . من در تمام مدتى كه مقيم كافا بودم هرگز از اين ماهيهاى بزرگ نديدم ؛ اما چون در جاهاى مختلف قطعاتى از اين ماهيهاى عظيم الجثه را به چشم خود ديده‌ام وجود آنها را باور مىدارم . اين ماهيها را كه استورژن (
esturgeon
) مىنامند در ماه‌هاى اكتبر تا آوريل صيد مىكنند ، بدين ترتيب كه آنها را به محوطه‌اى كه دور آن را ميخهاى چوبى فرو كرده‌اند مىكشانند و سپس به ضرب نيزه از پا در مىآورند . شايد به اين سبب كه آب درياى آزوف اندكى تيره و گل‌آلود است آن را سياه - آب و باطلاق مىنامند ، و گرنه در آن كشتيهاى بسيار رفت و آمد مىكنند . سطح آب اين دريا نه پايين مىرود و نه بالا مىآيد ، و با يك رود بزرگ و يك درياى پهناور ارتباط دارد . جز از خاويار و ماهى كه از جمله مهمترين صادرات كافاست مقدار زيادى گندم ، كره و نمك به قسطنطنيه و ديگر جاها حمل مىشود . كرهء كافا از كرهء همه شهرهاى عثمانى بهتر و مرغوب‌تر است . ونيزيها بارها تقاضا كرده‌اند كه براى بازرگانى وارد اين شهر شوند ، امّا هرگز با درخواست ايشان موافقت نشده است . در سال 1672 شواليه كيرينى (
quirini
) سفير ونيز در دربار عثمانى ، پس از اين‌كه خرج زياد كرد موفق به دريافت اجازهء بازرگانى شد ، اما مأموران گمرك
سفرنامه شاردن ( فارسى ) — صفحة 101 | ژان شاردن / اقبال يغمايى