تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
هنگامى كه حضرت على ( عليه السّلام ) به شهادت رسيد و فرزندان و بستگانش ، از خاكسپارى بدن مطهّر آن حضرت فارغ شدند ، امام حسن ( عليه السّلام ) نشست و دستور داد تا ابن ملجم را به نزدش بياورند ، ابن ملجم را نزد امام حسن ( عليه السّلام ) آوردند وقتى در برابر آن حضرت ايستاد ، امام حسن به او فرمود : « اى دشمن خدا ! امير مؤمنان را كشتى و در دين مرتكب فساد بزرگ شدى » ، سپس دستور داد گردنش را زدند . امّ هيثم ؛ دختر اسود نخعى درخواست كرد كه جسد ابن ملجم را به او بسپارند تا او سوزاندنش را به عهده بگيرد ، امام حسن ( عليه السّلام ) جسد ابن ملجم را به او سپرد و او آن جسد پليد را در آتش سوزاند . شاعر « 1 » ، دربارهء مهريّهء قطّام و قتل امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) چنين مىگويد :
فلم ار مهرا ساقه ذو سماحة * كمهر قطام من غنىّ و معدم ثلاثة آلاف و عبد وقينة * و ضرب علىّ بالحسام المصمّم و لا مهر اعلى من علىّ و ان غلا * و لا فتك الّا دون فتك ابن ملجم
يعنى : « تاكنون سخاوتمند و بخشندهء ثروتمند و تهيدست را نديده‌ام كه مهريّه‌اى همچون مهريّه قطام را بدهد ، كه ( عبارت است از ) سه هزار درهم پول و غلام و كنيز و ضربت به على ( عليه السّلام ) با شمشيرهاى برّان و هيچ مهريه‌اى - هرچند گران باشد - گرانتر از وجود على ( عليه السّلام ) نيست . و هيچ ترورى مانند ترور ابن ملجم نمىباشد » .

نتيجهء كار دو هم پيمان ابن ملجم

( قبلا گفتيم در مكه دو نفر ديگر ، با ابن ملجم هم پيمان شده بودند تا يكى از آنان
هامش
- نگارنده گويد : حضرت على ( عليه السّلام ) چنان كه در نهج البلاغه نامهء 47 آمده از مثلهء ( بريدن گوش و بينى و اعضاء ) ابن ملجم نهى كرده و فرموده بر او يك ضربت بزنيد تا در برابر ضربتى باشد ، ولى در مورد سوزاندن جسد چنين فردى ، طبق بعضى از روايات ، حضرت على ( عليه السّلام ) به آن دستور داد ( بحار ، ج 42 ، ص 288 ) . ( 1 ) - اين شاعر ، فرزدق بوده است ( صواعق المحرقه ، ص 132 ) .