تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
« اينجا مكانى است كه نوح ( عليه السّلام ) آن را براى على بن ابيطالب ( عليه السّلام ) ذخيره كرده است » . جسد آن حضرت را در آنجا به خاك سپرديم و به كوفه بازگشتيم و ما از اين تجليل و احترام خدا به امير مؤمنان ( عليه السّلام ) خوشحال و شادمان بوديم ، با جمعى از شيعيان ديدار كرديم كه به نماز بر جنازهء آن حضرت ، نرسيده بودند ، جريان خاكسپارى و كرامت و احترام خدا را براى آنان بازگو كرديم . آنان به ما گفتند : « ما نيز مىخواهيم ، آنچه را شما ديديد ، بنگريم » به آنان گفتيم : طبق وصيت على ( عليه السّلام ) قبر او پنهان شده است ، آنان توجّه نكردند و رفتند و سپس بازگشتند و گفتند : « ما آن مكان را كنديم ولى چيزى نديديم » . 2 - « جابر بن يزيد جعفى » مىگويد : از امام باقر ( عليه السّلام ) پرسيدم : « جنازه امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) در كجا دفن شد ؟ » . فرمود : « پيش از طلوع خورشيد در جانب غريين به خاك سپرده شد و حسن و حسين و محمّد ( حنفيّه ) فرزندان على ( عليه السّلام ) و عبد اللّه بن جعفر ( برادرزادهء على ( عليه السّلام ) ) وارد قبر شدند و جنازه را در ميان قبر گذاردند » . 3 - « ابى عمير » به سند خود نقل مىكند : شخصى از امام حسين ( عليه السّلام ) پرسيد : « جنازهء امير مؤمنان ( عليه السّلام ) را در كجا به خاك سپرديد ؟ » . فرمود : « شبانه جنازه را برداشتيم و از جانب مسجد اشعث آن را برديم تا به پشت كوفه كنار غريين برده و در آنجا به خاك سپرديم » . 4 - « عبد اللّه بن حازم » مىگويد : روزى با هارون الرّشيد ( پنجمين خليفهء بنى عباس ) از كوفه براى شكار ، خارج شديم ، به جانب غريين و ثويّه رسيديم ، در آنجا چند آهو ديديم ، بازها و سگهاى شكارى را به سوى آنها روانه كرديم ، آنها ساعتى ( براى صيد كردن ) جست و خيز كردند ( و نتوانستند آنها را شكار كنند ) ديديم آهوها به تپه‌اى در آنجا ، پناه برده‌اند و بر بالاى آن ايستاده‌اند ، ولى بازها و سگها ( كه مىخواستند از آن تپه بالا روند ) سقوط كردند و بازگشتند ، وقتى كه هارون اين منظره را ديد ، تعجّب كرد و حيرت‌زده شد ، سپس آهوها از آن تپّه به زير آمدند ، بازها و سگها به سوى آنها شتافتند ،