تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المستجاد من كتاب الأرشاد ( نگاهى بر زندگى دوازده امام ' ع '" ) ( فارسى ) " — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١

خشم رسول خدا ( ص ) در مورد كشتن اسير

پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) اعلام كرد كه مسلمين حق ندارند اسيرى از دشمن را بكشند ، قبيلهء هذيل ، در جريان فتح مكّه شخصى به نام « ابن اكوع » را به عنوان جاسوسى نزد پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) فرستاده بودند تا به آنچه در اطراف پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) آگاه مىشود ، به قبيلهء هذيل گزارش دهد ، او همين مأموريت را انجام مىداد و اخبار سرّى ارتش اسلام را به دشمن مىرساند . همين جاسوس ( ابن اكوع ) در جنگ حنين كه جزء سپاه دشمن بود به اسارت سپاه اسلام درآمد ، عمر بن خطّاب او را ديد ، نزد مردى از انصار آمد و گفت : « اين دشمن خدا كه بر ضدّ ما جاسوسى مىكرد ، اكنون اسير شده است ، او را بكش » . مرد انصارى ، گردن آن اسير را زد و او را كشت . اين خبر به پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) رسيد ، پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ناراحت شد و فرمود : « الم آمركم الّا تقتلوا اسيرا ؛ آيا به شما دستور ندادم كه اسير را نكشيد ؟ » . بعد از او اسير ديگرى به نام « جميل بن معمّر بن زهير » را كشتند ، رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) از اين پيش‌آمد خشمگين شد و براى انصار پيام فرستاد كه چرا اسير را مىكشيد ؟ با اينكه فرستادهء من نزد شما آمد كه اسيران را نكشيد » . گفتند : « ما به دستور عمر بن خطّاب او را كشتيم » ، پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) از روى اعتراض از آنان روى گرداند تا اينكه عمير بن وهب با پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) سخن گفت و از آن حضرت خواست تا آنان را ببخشد .

اعتراض در تقسيم غنايم جنگى

( در اين جنگ ، غنايم بسيار و بىشمار به دست مسلمين افتاد كه در هيچ جنگى آن همه غنايم به دست مسلمين نيفتاده است ) . « 1 »
هامش
( 1 ) - بعضى مىنويسند : دشمن با دادن شش هزار اسير و 24 هزار شتر و چهل هزار گوسفند