عدالت نكردى ) پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) حكم بر او را نشانهء حقانيت امير مؤمنان على ( عليه السّلام ) در كردارش قرار داد و جنگهاى على ( عليه السّلام ) را كه بعدا اتفاق مىافتاد ، بر اساس صحيح اسلامى معرّفى كرده و وجوب اطاعت از على ( عليه السّلام ) را اعلام نمود و مردم را از خطر مخالفت با آن حضرت هشدار داد و به مردم گوشزد كرد كه حقيقت نزد على ( عليه السّلام ) است و وجود او با حق توأم است و گواهى داد كه آن حضرت ، بهترين انسانهاى بعد از خود مىباشد .
و اين شيوهء پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) در رابطه با على ( عليه السّلام ) با رفتار غاصبين خلافت با آن حضرت سازگار نيست و مباينت دارد و بيانگر سقوط آنان از كمال به نقص است كه نتيجهاش هلاكت و نزديك به هلاكت است ، تا چه رسد به اينكه رفتار آنان ( مخالفين على ( عليه السّلام ) ) در اين جنگ بر كردار مردان خالص ، برترى داشته باشد و يا نزديك آن باشد .
بنابراين ، نتيجه مىگيريم كه : آنان ( غاصبان خلافت ) به خاطر كوتاهيهايى كه در روند اسلام داشتند از صف مخلصين جدا هستند و نمىتوانند شريك امتيازات مردان مخلص باشند .
سيماى على ( ع ) در آينهء جنگ طائف
[ « طائف » سرزمين حاصلخيزى است كه در دوازده فرسخى جنوب شرقى مكّه قرار گرفته است ، فراريان دشمن در جنگ حنين براى رهايى از ضربات خردكنندهء سپاه اسلام ، به سوى طائف گريختند . و داخل قلعهء محكم طائف شده و آن را سنگر خود نموده و در كمين مسلمين قرار گرفتند . ]
رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) به سوى طائف حركت كرد و چند روز ( همراه سپاه اسلام ) قلعههاى طائف را در محاصرهء خود درآوردند .
در اين ايّام ، پيامبر ( صلّى اللّه عليه و آله ) ، على ( عليه السّلام ) را با جمعى از سواران ، به سوى بخشى از طائف فرستاد و دستور داد كه آنچه بيابند پامال كنند و به هر بت دست يافتند آن را