عباس هرچه توانست فرياد خود را بلند كرد و گفت :
« يا اهل بيعة الشّجرة ! يا اهل سورة البقرة ! الى اين تفرّون ؟ اذكروا العهد الّذى عاهدكم عليه رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله ) » .
« اى پيمان بستگان زير درخت ! ( كه در جريان صلح حديبيه در سال هفتم هجرت اين بيعت واقع شد ) و اى اصحاب سورهء بقره ! « 1 » به كجا فرار مىكنيد ؟ به ياد آوريد پيمانى را كه با رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) بستيد » .
مردم مسلمان ، پشت به جنگ كرده و مىگريختند ، شب بسيار تاريكى بود و رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) در وسط درّهء حنين قرار داشت و مشركان كه در شكافها و گودالها كمين كرده بودند با شمشيرهاى برهنه و نيزه و كمانهايشان بيرون آمدند و به رسول خدا حمله كردند . نقل مىكنند : رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله ) با يك طرف صورتش به مسلمين نگريست همچون ماه شب چهارده در آن تاريكى بدرخشيد سپس فرياد زد : « آن عهد و پيمانى كه با خدا بستيد كجا رفت ؟ ! » .
اين صدا را به گوش همه رساند ، هر كس از مسلمين اين صدا را شنيد از شدّت شرمندگى ، خود را به زمين افكند ، سپس مسلمين به جايگاه اوّل خود بازگشتند و به جنگ با دشمن پرداختند ( جنگى تمام عيار و شكننده ) .
كشته شدن ابو جرول به دست على ( ع )
روايت مىكنند : مردى از قبيلهء هوازن ( كه از لشكر دشمن بود ) در حالى كه بر شتر سرخ مو سوار شده بود ، جلو آمد ، در دستش پرچم سياهى بود كه آن را بر سر نيزهء بلندى نهاده بود و پيشاپيش لشگر دشمن با مسلمين مىجنگيد و هرگاه درمىيافت كه مسلمين پيروز شدهاند ، بر آنان يورش مىبرد و هرگاه يارانش از اطرافش پراكنده مىشدند ، آن
هامش
( 1 ) - يعنى : « اگر شما حامل سورهء بقره و دريافتكنندهء دستورات اين سوره هستيد ، در اين سوره تأكيد فراوان به استقامت و وفادارى به عهد و پيمان شده ، رشتهء عهد خود را پاره نكنيد و به فرمانهاى الهى در سورهء بقره ( در آيات 191 - 192 و 246 و . . . ) گوش فرا دهيد » .