تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
عبد الله در مدينه اسلام آورده ، پس اين آية قبلا نازل شده بود . وانگهى طبري در تفسيرش گويد : أهل تأويل در اين آية اختلاف دارند ، برخى گفته اند : مراد از ( مثل آن ) تورات است ومراد از شاهد موسى عليه السلام است . ونيز از داوود درباره اين آية پرسيدند ، وى گفت : عامر از مسروق نقل نموده كه وى گفته است : به خدا سوگند ، اين آية درباره عبد الله بن سلام نازل نشده ، زيرا اسلام عبد الله در مدينه بوده است . واين آية مكي است ودرباره خصومت ودرگيرى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم با قوم خود نازل شده است . بنابر اين ( مثل قرآن ) تورات است وموسى هم مثل محمد صلى الله عليه وآله وسلم است ، وبني إسرائيل ايمان به تورات ورسولشان آوردند وشما به پيامبر خود كافر شديد . ( 1 ) خلاصه مطلب آن كه : شاهدي براي تفسير آن به عبد الله بن سلام در دست نيست بلكه شاهد بر خلاف آن موجود است وآن مكي بودن اين سوره است . واين تو هم كه أصل سوره مكي است ولى اين آية مدنى است استنباط گوينده است ودليلي بر آن وجود ندارد بنابر اين حجت نيست ، واستدلال واحتجاج به چيزى كه حجيت ندارد عقلا قبيح است ، پس چگونه خداوند متعال به چيزى كه حجيت ندارد احتجاج مى نمايد وآن را حجت كافى وقاطع خصومت مى شمارد ؟ برخى ديگر گفته اند : ( مكي بودن آية منافاة ندارد با اين كه خبر از گواهيى دهد كه بعدا صورت مى گيرد ) . اشكال اين سخن آن است كه احتجاج واستدلال به دليلي است كه فعلا موجود نيست ! وچه معنا دارد كه خداوند متعال با گروهى كه به پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم مى گفتند : تو پيامبر نيستى ، چنين احتجاج كند وبگويد : شما
هامش
( 1 ) - جامع البيان 26 / 6 . پاسخ صحيح تر آن است كه أصلا اين آية از مورد بحث ما بيرون است ، زيرا در اين آية سخن از ايمان به ( مثل قرآن ) يعنى تورات است ودر آية مورد بحث ما سخن از گواهى دادن به حقانيت ( خود قرآن ) ورسالت پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم است . بنابر اين اگر آية مدنى باشد ومراد از شاهد در اين آية عبد الله بن سلام باشد باز هم دليل آن نيست كه در آية مورد بحث ما هم مراد ، عبد الله باشد . ( مترجم )