تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
شما اينان را مىپرستيدند - و ايشان را بر پرستش آنان داشت روزگار دراز در زمان فترت و جاهليت - پس چون اللَّه ( تعالى ) رسول خود را به پيغام بنواخت و اسلام در ميان خلق پيدا شد قومى از مسلمانان - كه در جاهليت ديده بودند كه آن دو بت را مىپرستيدند - تحرّج كردند از سعى كردن ميان صفا و مروه ، ترسيدند كه در چيزى افتند از آنكه در زمان جاهليت در آن بودند . اللَّه ( تعالى ) اين آيت فرستاد كه سعى كنيد و آن حرج - كه ايشان مىديدند - از ايشان بنهاد . ( كشف الاسرار 1 / 426 ) . و نيز همو مىنويسد : « النّوبة الثّالثة : قوله تعالى : « إِنَّ الصَّفا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّه . . . الآية » : صفا اشارت است به صفوة دل دوستان در مقام معرفت . و مروه ، اشارت است به مروّت عارفان در راه خدمت . مىگويد : اين صفوت و اين معرفت در نهاد بشريت و بحر ظلمت از نشانهاى توانائى و دانائى و نيك خدائى اللَّه است . و اليه الاشارة بقوله تعالى : « يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ » پس نه عجب اگر شير صافى از ميان خون بيرون آرد ، عجب آن است كه اين درّ يتيم در آن بحر ظلمت بدارد ، و جوهر معرفت در صدف انسانيت نگهدارد ( همان مرجع 1 / 430 ) . فائدهء پنجم شناخت اسباب النزول - دفع توهّم حصر و اختصاص در مواردى كه ظاهرا مفيد حصر و اختصاص مىباشد : نمونه‌اى از فائدهء يادشده را مىتوان از رهگذر شناخت سبب نزول آيهء زير ارائه كرد ، آنجا كه خداوند متعال مىفرمايد : « قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُه إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّه رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّه بِه فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » ( انعام : 145 ) : اى پيامبر ، بگو : در آنچه به من وحى شده است چيزى را نمىيابم كه خوردن آن حرام گرديده باشد ، جز مردار ، يا خونى كه ريخته شده ، « 56 » يا گوشت خوك - چون آلوده و پليد است - ، يا حيوانى - كه از روى فسق و نافرمانى - هنگام كشتن آن نام غير خدا ، يعنى بتها بر زبان رانده شده است . بنابراين اگر كسى به خوردن آنها ناگزير گردد و
هامش
56 - قيد ( دم مسفوح : خون ريخته شده ) براى آن است كه خون موجود در گوشت - كه با فشردن بيرون مىآيد - حرام نيست ( رك مجمع البيان 4 / 378 ) .