بنابراين محور عدم اشكال سعى ميان صفا و مروه عبارت از احساس دشوارى مسلمين در چنين سعيى بوده است كه - به خاطر وجود اين دو بت - مايل نبودند سعى را انجام دهند . على هذا ، رفع اشكال مربوط به اصل سعى نيست تا بتوان عدم وجوب آن را از آيهء مورد بحث استنتاج كرد ، چنان كه اگر كسى در محلى زندانى شود ، و امكانات از او سلب گردد و ناگزير شود در برابر چيزى - كه توجه و روياروئى با آن مكروه است - نماز گذارد مىگويند : نماز گذاردن در آن مكان اشكالى ندارد ، معنى اين سخن آن نيست كه اصل نماز خواندن واجب نمىباشد ، زيرا با اين سخن از وجوب نماز ، رفع اشكال و تكليف نشده است .
روايت ديگرى نيز از امام صادق ( عليه السلام ) نقل شده است كه فرمود : « اين آيه مربوط به « عمرهء قضاء » بوده است ، كه رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) بر مسلمين شرط كرده بود بتها را از كوه صفا و مروه بردارند . يكى از صحابه - چون ملاحظه كرد بتها در جاى خود قرار دارند - دست از سعى برداشت . مردم نزد نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) آمدند و به عرض رساندند كه فلانى - به خاطر وجود بتها بر صفا و مروه - از سعى ميان آن دو خوددارى كرده است .
در پى چنين جريانى بود كه آيهء مذكور نازل شد مبنى بر اينكه سعى ميان صفا و مروه - در حالى كه بتها بر آنها قرار دارند - بلا مانع است . مردم نيز - با اينكه بتها در جاى خود قرار داشتند - عمل سعى را به جاى مىآوردند ، اما نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) دستور دادند بتهاى مذكور را از روى كوه صفا و مروه سرنگون ساختند .
بنابراين طبق گفتهء ابن عباس علت كراهت و ناراحتى مسلمين از سعى ميان صفا و مروه ، وجود اين دو بت بر روى آنها بوده است ( بنگريد به : مجمع البيان 1 / 240 . تفسير ابن كثير 1 / 199 . تنوير المقياس من تفسير ابن عباس - در - هامش « الدر المنثور » 1 / 70 .
مناهل العرفان 1 / 103 ، 104 . الميزان 1 / 387 ) .
ميبدى مىنويسد :
« . . . و اصل قصه آن است كه در زمان جاهليت ، مردى و زنى در كعبه شدند به فاحشهاى . و نام مرد « اساف بن يعلى » بود ، و نام زن « نائلة بنت الدّيك » . هر دو را مسخ كردند . پس عرب ، ايشان را بيرون آوردند و عبرت را يكى بر صفا نهادند ، و ديگرى را بر مروه ، تا خلق از اطراف مىآمدند و ايشان را مىديدند . روزگار برايشان دراز شد و پسينيان با ايشان الف گرفتند ، چشمها و دلها از ايشان پر شد ، شيطان به ايشان در آمد و گفت : پدران
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص٩٤