رو به قبله قرار گرفتن - عبارت از مواجههء حقيقى با خداوند متعال مىباشد ، به همين جهت مردم در نماز نافله و يا به هنگام اضطرار ، يعنى به گاه عدم امكان تشخيص قبله ، مجازند نماز را در هر سو برگزار كنند . با چنين تفسير است كه مفهوم آيه و مضمون آن عملا تحقق يافته و مدلول آن روشن مىگردد . منظور از نزول آيهء مذكور در بارهء نماز نافله و يا در مورد اضطرار عبارت از همين نكتهاى است كه آن را بازگو ساختيم . بنابراين اگر براى كسى در اين دو مورد كشف شود كه بر خلاف جهت قبله نماز خوانده است ، نماز او مورد قبول و عذر او پذيرفته است ( بنگريد به : مجمع البيان و هامش آن : 1 / 191 . كشف الاسرار 1 / 326 . تفسير ابن كثير 1 / 158 . مفاتيح الغيب 4 / 18 ، 19 . الجواهر الحسان فى تفسير القرآن : ثعلبى 1 / 101 . الميزان 1 / 259 ، 260 . جامع البيان 1 / 399 - 403 ) .
ز - بعضى را عقيده بر آن است كه اين آيه در مورد نماز نافلهء سفر - آنگاه كه نمازگذار روى مركب قرار دارد - نازل شده است ( الجواهر الحسان 1 / 101 ) .
ح - چنان كه عدهاى نيز مىگويند : آيهء مذكور نخستين آيهاى است كه در قرآن كريم راجع به قبله نسخ شده است ، چرا كه رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) وقتى كه به مدينه هجرت كرد - و اكثر اهالى اين شهر ، يهودى بودهاند - خداوند متعال به آنحضرت دستور داد كه بيت المقدس را قبله قرار دهد . يهوديان از اين جريان شادمان شدند . رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) ده ماه و اندى رو به بيت المقدس نماز مىگذارد . امّا آنحضرت خواهان قبلهء ابراهيم عليه السلام بود و دعا مىكرد و به آسمان مىنگريست و در بارهء قبله نگران نزول وحى بود كه آيهء : « قَدْ نَرى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّماءِ » . . . - تا - « فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَه » نازل گرديد . يهوديان به ترديد و انكار افتادند و مىگفتند : « ما وليهم عن قبلتهم التى كانوا عليها » : يعنى چه چيز باعث شد كه مسلمين را از توجه به بيت المقدس و قبلهء قبلى آنها روى گردان سازد ؟ ! . خداوند متعال در پاسخ به ترديد آنها آيهء :
« قُلْ لِلَّه الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ » را نازل كرد و فرمود : « فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه اللَّه » ( جامع البيان 1 / 399 ، 400 ) . اما بايد ياد آور شد كه آيهء « قُلْ لِلَّه . . . فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه اللَّه » عبارت از آن آيهاى نيست كه ما در بارهء آن گفتگو مىكنيم . لكن روايت ديگرى كه طبرى از قتاده ياد مىكند مربوط به آيهء مورد بحث ما مىباشد . ( رك : همان كتاب 1 / 400 ) .
5 - آيهء زير نيز از مواردى است - كه در صورت ناشناخته ماندن سبب نزول آن - لغزش و اشتباه و يا ابهامى در تفسيرش به هم مىرسد :
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 92
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص٩٢