مىكردند و قلوب آنها از ايمان تهى بود ، اما مسلمين تحت تأثير رفتار منافقانه و صحنه پردازى آنها قرار گرفته و زبان به ستايش آنان گشودند ، لذا خداوند متعال با نازل كردن آيهء مورد بحث ، راز و جريان نابسامان درونى آنان را افشاء كرد ( بنگريد به : مجمع البيان 2 / 553 ) .
ميبدى مىنويسد :
« قتاده و مقاتل گفتند : اين آيت در شأن جهودان فرو آمد كه بر مصطفى ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) شدند و گفتند : ( نحن نعرفك و نصدّقك ) . اين به زبان مىگفتند و در دل خلاف آن داشتند . چون از نزديك مصطفى ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) بيرون آمدند مسلمانان ايشان را پرسيدند كه چه كردهايد ؟ ايشان گفتند : شناختيم وى را و تصديق كرديم .
مسلمانان اين گفته از ايشان بپسنديدند و دعا گفتند و سپاسدارى كردند ، و ندانستند كه ايشان با اين گفته در دل ، كفر دارند ، و ايشان در آنچه مىكردند شاد مىبودند .
رب العالمين گفت : يا محمد ، مپندار كه اين شادى ايشان به آنچه كردند - از اظهار ايمان و اعتقاد كفر - ، ايشان را از آتش برهاند ، و آن ثناء و حمد مؤمنان - كه دوست مىدارند به آنچه نكردند ، يعنى به تصديق كه گفتند : كرديم و نكرده بودند - مپندار كه ايشان به اين از آتش و عذاب برهند . اينست كه رب العالمين گفت : « فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ » اى منجاة من العذاب . مفازه ، نجات بود و موضع نجات بود همچون مرحمت . و سمّيت المفازة مفازة ؟ لأنّ من قطعها فاز ( كشف الاسرار 2 / 376 ) .
مسلم و بخارى در « صحيح » خود همان جريان مروان را بازگو ساخته و روايت ياد شده را در كتاب خود آوردهاند .
2 - از عثمان بن مظعون « 48 » و عمرو بن معدى كرب « 49 » چنين بازگو شده است كه آن دو مىگفتند : شرب خمر ، مباح است و براى اثبات سخن خود به آيهء زير استشهاد و استدلال مىكردند :
« لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا . . . » ( مائده : 93 ) :
بر كسانى كه داراى ايمان و كردار شايستهاى بودند چنانچه قبل از نزول تحريم خمر
هامش
48 - عثمان بن مظعون بن حبيب بن وهب جمحى ( م 2 ه . ق ) از صحابهء رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) كه از حكماء عرب در دوران جاهلى به شمار مىرفت . و پس از سيزدهمين نفر ، اسلام آورد ( الاعلام 4 / 378 ) .
49 - عمرو بن معدى كرب بن ربيعة بن عبد اللَّه زبيدى كه از شجعان يمن بوده و به سال نهم هجرى همراه ده نفر از بنى زبيد اسلام آورد ، و سر انجام به علت تشنگى شديد ، در وقعهء قادسيه از دنيا رفت ( الاعلام 5 / 260 ، 261 ) .