چيزى از خمر را چشيده باشند جرم و بزهى بر آنها نخواهد بود ، اما به شرط آنكه از كفر بپرهيزند و ايمان را از دست ننهند و كردار شايستهاى را در پيش گيرند ، آنگاه به تقواى خويش ، تداوم بخشيده و بر ايمان خود پايدار بمانند . . .
اما اگر آن دو از سبب نزول اين آيه آگاه مىبودند چنين سخنى را بر زبان نمىآوردند . سبب نزول آيهء مزبور اين بود :
عدهاى از مردم - آنگاه كه آيهء حرمت خمر نازل گرديد - مىگفتند : چه خواهد شد حال كسانى كه در راه خدا كشته شدند و دنيا را از اين رهگذر ترك گفتند ، اما خمر را - كه رجس و پليد بود - مىنوشيدند ؟ ! در پى چنين ترديد و نگرانى بود كه آيهء مذكور نازل گرديد مبنى بر اينكه - چون هنوز حكم تحريم خمر ، ابلاغ نشده بود - بر كسانى كه قبلا خمر نوشيده بودند جرمى نيست .
احمد بن حنبل و نسائى و ديگران سبب نزول آيهء ياد شده را به همين صورتى كه ذكر شد در كتابهاى خود ياد كردهاند .
از ابن عباس و انس بن مالك و براء بن عازب و مجاهد و قتاده روايت شده است :
وقتى آيهء تحريم خمر و ميسر ( باده و قمار ) نازل شد اصحاب به پيامبر اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) عرض كردند : نظر شما راجع به برادرانى از ما - كه از دنيا رفتند و پيش از نزول تحريم خمر و ميسر ، باده مىنوشيدند و از پول قمار مىخوردند - چيست ؟ خداوند متعال در پاسخ اين سؤال ، آيهء مذكور يعنى « لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ . . . »
نازل گرديد .
بعضى نيز گفتهاند : آيهء مورد بحث در بارهء عدهاى از مسلمين نازل شده بود كه گوشتخوارى را بر خويشتن تحريم كرده و راه و رسم رهبانيت را در پيش گرفتند ، مانند عثمان بن مظعون و ديگران . خداوند متعال براى آنها گزارش فرمود كه براى چنين افرادى جرمى نخواهد بود كه با حفظ تقوى و اجتناب از محرّمات ، از چيزهاى مباح تناول كنند و از گوشت براى خوردن استفاده نمايند . « 50 »
ميبدى در بارهء سبب نزول اين آيه چنين مىنويسد :
« در روزگار عمر ، قدامة بن مظعون مىخورد . عمر خواست كه وى را حد زند .
قدامه گفت : شما را نيست كه مرا حد زنيد كه اللَّه مىگويد : « لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا
هامش
50 - مجمع البيان 3 / 240 .