پاسخ آن اين است كه دژم شدن چهره و يا انبساط و گشادگى آن در برابر يك فرد نابينا با هم فرقى ندارد ، زيرا براى نابينا چهرهء درهم فرو رفته و يا سيماى گشادهء كسى كه در كنار اوست بازتابى را نمىتواند در او ايجاد كند ، چون نمىبيند . بنابراين عبوس بودن در برابر نابينا براى او ناخوشآيند و رنج آور نيست . پس نمىتوان اين حالت را در چنين شرائطى به عنوان گناه اخلاقى برشمرد .
على هذا ممكن است خداوند متعال از آنجهت پيامبرش را به خاطر چنين حالتى - كه حتى نمىتوان آن را گناه اخلاقى دانست - مورد عتاب قرار داده باشد تا آنحضرت به سرشارترين محاسن اخلاقى پاى بند گردد ، و به دو هشدار دهد كه مقام و منزلت يك ره جو و خواهان هدايت بس عظيم است ، و نيز مىخواست رسولش را بدين حقيقت واقف سازد كه ايجاد انس و علاقه در مؤمن - بدان منظور كه در ايمانش پايدار بماند - شايسته تر از مأنوس شدن با مشركى است كه انسان به ايمان او چشم طمع و اميد مىدوزد .
نظريهء جبّائى :
جبائى مىگويد : آيات موجود در سورهء « عبس » دلالت و هشدارى است كه پس از نزول آنها ، چنان رفتارى كه پيامبر اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) با عبد اللَّه بن ام مكتوم در پيش گرفته بود به عنوان گناه اخلاقى تلقى خواهد شد ، اما اين رفتار در گذشته و قبل از نزول سورهء عبس و پيش از نهى خداوند ، به عنوان معصيت اخلاقى محسوب نمىگرديد ! و خداوند متعال تا گاه نزول سورهء عبس از چنين كارى نهى نكرده بود ! عدهاى مىگويند : رفتار اين مرد نابينا نوعى سوء ادب و خروج از نزاكت و مخالف با موازين اخلاقى بوده است ، لذا مىبايست از طريق اعراض و روى گرداندن از او - به منظور اصلاح اخلاقش - عمل مىشد .
2 ) سيد مرتضى « علم الهدى » ( قدّس اللَّه روحه ) مىگويد :
در ظاهر آيه هاى سورهء « عبس » قرينهاى وجود ندارد كه خطابهاى عتاب آميز آن مربوط به پيامبر اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) باشد ، بلكه به صورت خبر و گزارش محضى است كه به فرد خاصّى به عنوان « مخبر عنه » در آن تصريح نشده و آن فرد ، مشخص نگرديده است .
علاوه بر اين ، در آيات مذكور مطالبى به چشم مىخورد كه نشانگر آن است : آماج اين سخنها عبارت از پيامبر اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) نمىباشد ، زيرا عبوس و دژم شدن - حتى با دشمن و بيگانه از اسلام - در خور مقام اخلاقى آنحضرت نبوده است تا چه
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 48
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص٤٨