انواع عوامل برترى افراد نسبت به افراد ديگر :
1 - نوعى از آن هيچ پيوندى با اكتساب نداشته و از راه كار و كوشش به دست نمىآيد ، و فردى كه فاقد آن و يا فروتر از آن است سزاى خرده گيرى و نكوهش نيست كه چرا كوتاهى كرده است ، و نيز فردى كه در رابطهء با آن ، واجد برترى است نمىتوان او را به معيار كوشش و تلاش مورد ستايش قرار داد ، مانند مزيت اعتدال قامت و اندام و قدرت و بنيهء بدنى و شرافت نسب .
آرزو كردن اين گونه مزايا - جز از نابخردى و كم عقلى و فرومايگى روانى - از چيز ديگرى مايه نمىگيرد . لذا سزا است كسى كه اين گونه كمبودها و انحطاط در مزاياى جسمى و روحى را در خود احساس مىكند به وسيلهء فضل و برترى اكتسابى ، يعنى كار و كوشش - كه معيار حقيقى تفاضل و تفاوت مردم را بايد در همان جستجو كرد - به درمان خود برخيزد ، آن هم قبل از آنكه اين گونه آمال و آرزوهاى پوشالى به دو يورش آورد ، چرا كه همين آرزوها است كه پروردگارش را به دست فراموشى مىسپارد ، و موجب غفلت و گمراهى او از آنگونه طرق و عوامل برترى مىگردد كه خداوند متعال او را بدان رهنمون شده است ، و باعث مىشود كه خويشتن و همهء استعدادها و توانهاى خود را در كسب مزايا فراموش كرده ، و آنگاه درد و شكنجه هاى اين آرزوهاى پوچ و بىمورد وى را بر مركبى ناآرام و فرساينده قرار دهد و اين مركب عبارت از اثر پذيرى از حسد ، از رهگذر ايذاء و تجاوز به حريم ديگران مىباشد كه سر انجام آن ، هلاك و نابودى و سقوط شخصيت است .
2 - نوعى ديگر ، اكتسابى است و از راه كوشش و تلاش به دست مىآيد ، مانند :
مال و جاه و مقام و امثال آنها كه در آيهء مورد بحث به ما هشدار داده است كه اگر عدهاى از آن برخوردار بودند نبايد - بدون آنكه به كار و كوشش روى آورد - صرفا از راه آرزو خواهان آنها باشد ، و در عالم خيال و پندار زندگانى كند ، چنين آرزوئى معقول نيست ، و فردى سرگرم اين آرزوها است كه همتش فرومايه و فاقد پايمردى و بىخبر از توانائيهاى استعداد انسان و رمز كوشش و استقلال مىباشد .
خداوند متعال از يك فرد با ايمان چنين انتظار ندارد ، او انسان را به علو همت و كوشش و تلاش دعوت مىكند و از او مىخواهد كه به نيرو و توانائى خود در احراز آنچه بدان احساس تمايل مىنمايد تكيه كند .
جاه و مقام حقيقى - از قبيل علم و دانش سودمند و مناصب عاليهء انسانى و كردار نيك صرفا از راه كار و كوشش براى انسان فراهم مىآيد . ثروت نيز بدينسان است كه قاعدة
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 241
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص٢٤١