دو - بعضى دگر گفتند : سبب نزول اين آيه آن بود كه : چون خداى تعالى آيهء ميراث فرستاد ، گفت : « لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنْثَيَيْنِ : يك مرد را چندان ميراث باشد كه دو زن را » ، زنان گفتند : سبحان اللَّه چرا چنين باشد ؟ ما اولى تريم كه نصيب بيشتر باشد كه ما ضعيفانيم و ايشان اقوياء ، و ما عوراتيم [ و پوشيده ] و ايشان سرگشاده ، به هر نوع بر طلب معاش قادرند . خداى تعالى اين آيه فرستاد « 212 » .
سه - قول سدّى آن است كه : چون مردان را در ميراث دو بهر آمد و زنان را يك بهر ، مردان گفتند : چنان كه امروز - در ميراث - ما را بر زنان فضل دادند اميدواريم فردا قيامت در ثواب اعمال ، ما را بر ايشان فضل بود . اين بود آرزوى مردان . و زنان نيز آرزو كردند ، گفتند : چنان كه امروز ما را - ميراث - نيمهء مردان است اميدواريم كه فردا در قيامت گناه ما نصف مردان بود . رب العالمين اين آيت فرستاد . [ يعنى كه اين آرزو مكنيد كه فردا ثواب و عقاب به اندازهء كردار بود هم مردان را و هم زنان را . « 213 »
چهار - مجاهد گفت در تفسير اين آيت كهام سلمه گفت : يا رسول اللَّه ، مردان را در راه خدا جهاد است و زنان را نيست تا لا جرم زنان را در ميراث نيمهء مردان است ؟ كاشك ما نيز مردان بودمانى تا ما را مزد آن جهاد بودى و ميراث تمام .
رب العالمين در شأن ايشان اين آيت فرستاد [ كه دريغ مداريد و خويشتن را اين آرزو مكنيد ] . « 214 »
پنج - ابن عباس مىگفت : زنى حضور نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) آمد ، عرض كرد : يا رسول اللَّه : مردان دو برابر زنان ارث مىبرند ، و شهادت دو زن به جاى شهادت يك مرد مىباشد . آيا ما زنان در عمل و پاداش آن بدينسان به اندازهء نيمى از ثواب مردان بهره داريم ؟ اگر يك زنى حسنه و كار نيكى انجام دهد براى او نيمى از حسنهء مردان منظور مىگردد ؟ ! به دنبال اين سؤال بود كه آيهء مذكور نازل گرديد . « 215 »
سخنى از محمد رشيد رضا در تفسير « المنار » :
در تفسير « المنار » آمده است : رواياتى كه در بارهء سبب نزول آيهء مورد بحث
هامش
212 - روض الجنان 3 / 167 . و با اندكى تفاوت : روح البيان 2 / 198 .
213 - روض الجنان 3 / 167 . و نيز بنگريد به : كشف الاسرار 2 / 490 . اسباب النزول : واحدى ، ص 85 ، 86 .
مجمع البيان 3 / 40 .
214 - كشف الاسرار 2 / 489 . روض الجنان 3 / 167 . مجمع البيان 3 / 40 .
215 - تفسير القرآن العظيم 1 / 448 . لباب النقول ، ص 158 . اكثر اين روايات را بنگريد در : جامع البيان 5 / 30 ، 31 .
المنار 5 / 57 . الدر المنثور .