يادآورى نكتهاى ديگر وحدت سبب نزول ، و تعدّد نازل
در اين قسمت از بحث مربوط به « اسباب النزول » طرحى - عكس طرح قبلى - مورد گفتگو قرار مىگيرد ، به اين معنى كه يك سبب نزول در مورد آيات متعدد و متفرقى - طى احاديث - احيانا جلب نظر مىكند كه تصوير چنين طرحى در مورد پارهاى از آيات قرآن كريم مواجه با هيچ اشكالى نيست ، زيرا گاهى در مورد يك واقعه و رويداد ، آيات متعددى در سوره هاى متفرقى ديده مىشود .
در اين باره مثالها و نمونه هائى چند در قرآن كريم مىبينيم كه ما پارهاى از آنها را ياد مىكنيم :
مثال اوّل - امّ سلمه « 203 » و سؤالاتى كه او با رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) در ميان گذاشت :
الف - حديثى كه ترمذى و حاكم از ام سلمه در كتابهاى خود ياد كردهاند كه وى به نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) عرض كرد : يا رسول اللَّه ، من از خدا سخنى نمىشنوم
هامش
203 - ام سلمه بنت سهيل ، معروف به « ابى اميه » ابن مغيرهء قرشى مخزومى ( 28 ق ه - 62 ه ق ) يكى از همسران رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) كه آن حضرت با وى در سال چهارم هجرى ازدواج كرد . اين بانوى محترمه از خردمندترين و خوش خلقترين همسران آنحضرت به شمار مىرفت . و داراى سابقهء ديرينهاى در اسلام بود . وى با همسر اولش :
ابى سلمة بن عبد الاسد بن مغيرة به حبشه مهاجرت كرد ، و پسرش « سلمه » در همانجا به دنيا آمد و با هم به مكه بازگشتند .
آنگاه به مدينه مهاجرت كردند و خداوند دو دختر و يك پسر به آنها مرحمت فرمود : ابى سلمه به علت جراحتى از دنيا رفت . ابى بكر از وى خواستگارى كرد ، اما او جواب منفى داد . لكن وقتى كه رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) از او خواستگارى به عمل آورد عرض كرد معقول نيست كسى چون من از اين پس ازدواج كند ، چون سنم از مرز ازدواج تجاوز كرده ، و فرزندى از من به هم نمىرسد ، و من زنى غيرتمند و داراى اطفالى هستم . آنحضرت به او پيامى فرستاد كه من از لحاظ سنى از تو بزرگتر هستم . اما غيرتمندى را خدا سترده مىسازد ، اما اطفال بايد آنها را به خدا و رسول واگذاشت .
سر انجام به همسرى آنحضرت در آمد . در روز « حديبيّه » نظريهاى را پيشنهاد كرد كه بازگو كنندهء هوش و درايت او بود و ساليانى دراز زندگانى كرد . شمار احاديثى كه از او روايت شده است به 378 حديث مىرسد . ( الاعلام : 9 / 104 ) .