است دشمن خدا محسوب مىگردد » . « 201 »
ابو الفتوح رازى و ديگران چه مىگويند :
أبو الفتوح رازى - پس از ذكر سبب نزولى كه ياد كرديم - مانند ساير مفسرين روايتى ديگر را در بارهء سبب نزول آيهء مورد بحث مىآورد . وى مىگويد :
« سدّى گفت : سبب نزول اين آيه ، آن بود كه عمر خطاب را زمينى بود بر در مدينه ، هر وقت آنجا شدى . و در راه او مدرسهاى بود از آن جهودان . و در آنجا احبار و علماء جهودان بودند . هر وقت آنجا شدى و با ايشان مناظره كردى . چون گستاخ شدند و انس گرفتند با يكديگر به طريق احسن او را گفتند كه : ما از اصحاب رسول شما كس را چنان دوست نداريم كه تو را . گفت : براى چه ؟ گفتند : براى آنكه ايشان ما را رنجانيدند و تو ما را نرنجانى و ما را - از الفتى كه با تو هست - سخن بگوئيم با تو كه با جز تو نگوئيم . اين محمد [ صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ] مردى با خبر است . عمر سوگند دادشان به آن خداى - كه تورات به كوه طور سينا بر موسى ( عليه السلام ) انزله كرد - كه هيچ دانستهاى و شناختهاى كه اين محمد [ صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ] رسول خدا است و حق است و صادق است .
چون اين سخن بشنيدند با هم نگريستند و هيچ سخن نگفتند . يكى از جملهء ايشان گفتند : چرا نمىگوئى آنچه او مىپرسد پس از آنكه سوگندان گران داد ، و گفت : اگر شما نگوئى من بگويم و آن پيغامبر است كه ما نعت و صفت او در تورات ديدهايم و خواندهايم ؟
گفت : پس چرا ايمان نمىآريد ؟ به او گفتند : سبب آن است كه آن فرشته - كه به او مىآيد - جبرئيل است و او دشمن ما است . گفت : چه عداوت است شما را با جبرئيل ؟
گفت : او صاحب عذاب و خسف و مسخ است ، و اگر به بدل او ميكائيل بودى - كه صاحب رحمت و رأفت و خصب و وسعت است ما ايمان آوردمانى .
عمر گفت : به خداى بر شما بگوى تا مقام جبرئيل كجا است و مقام ميكائيل كجا است ؟ گفتند : مقام جبرئيل بر دست راست و مقام ميكائيل بر چپ ، و از ميان ايشان عداوت است ، و فرشتگان دست راست دشمنان فرشتگان دست چپند . عمر گفت : دروغ مىگوئى ، كه از ميان فرشتگان هيچ عداوتى نيست . و برخاست و بيرون آمد تا رسول ( عليه السلام ) خبر دهد .
هامش
201 - روح البيان 1 / 187 ، 188 . همين قضيه را با اندك تفاوتى بنگريد در : روض الجنان 1 / 257 ، 258 . كشف الاسرار 1 / 287 ، 288 . و بخشى از آن را ببينيد در : تفسير القرآن العظيم 1 / 129 . مجمع البيان 1 / 167 . و به گونهاى ديگر بنگريد در : اسباب النزول : واحدى ، ص 16 ، 17 .