تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
چرا كه اين وظيفه ستيزان و كينه توزان با جبرائيل را بايد دشمن خدا دانست و آنان كه در دشمنى با خدا پافشارى مىكند فرومايگانى هوس خورده و پريشان احوال و خوار و ذليل هستند كه تا روز قيامت بايد در پريشانى و خفت و سبك سريهاى جنون آميز به سر برند ، و اين آرزو را با خود به گور برده و براى هميشه در دلهره و نگرانى ، زندگانى را به پايان رسانند و هرگز موطن و ميهنى پذيرفته به خود نبينند . اين است سرنوشت ملتى كه از دير باز ، ستيز خود را با جبرائيل و فرآورده هاى الهى او آغاز كرده ، و اين حالت ناهنجار روانى افكار و انديشه شان را در اختيار خود گرفته ، و آنان را اسير بى بند و بارى ساخته ، و آنها مىخواهند به درد مذمتى - كه خود دچار آن آمدند - دنيا را گرفتار سازند ، امّا خود در پيلهء تقيد به لاقيدى نابود خواهند شد . هم اكنون عاشقان پيامهاى الهى جبرائيل و امت بيدار پيامبر خبر گزار از جبرائيل - با رهبريهاى امام هشيار و بيدار - مىخواهد جهان را از خواب خرگوشى به هوش آورده ، و انفاس قدسيهء « روح اللَّه » را بر جثه هاى بيجان و مغزهاى از كار افتاده بشريت بدمد ، و حيات تازه‌اى را به انديشه ها داده و جهان ، جان تازه‌اى به خود گيرد ، و مىكوشد اين بيدارگرى را تا انقلاب قطب دائرهء امكان : امام عصر و زمان ( عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف ) تداوم بخشد ، و ميان قيام و انقلابى - كه چندى است طليعهء آن با بيدارى و بيدارگرى امت وظيفه شناس و ايثارگر ايران آغاز شده است و قيام و انقلاب حضرت مهدى ( عجل اللَّه فرجه الشريف ) - پيوند مبارك و خجسته‌اى به هم رساند و اين جرثومه هاى فاسد و فساد آفرين و چنين غدهء سرطانى دروگر تكاليف و وظائف الهى و انسانى را از ميان برده و ريشه كن سازد ، تا جهان از زير يوغ اسارت قهر و جبر دولتمردان نامرد شرق و غرب برهد ، چرا كه : « إِنا نَرْغَبُ الَيْكَ فى دَوْلَةٍ كَريمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الاسْلامَ وَاهْلَه وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاهْلَه » .