تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
شكنجه و عذاب و دستور شكستن و درهم كوباندن كشتيها ، و مشكلات و سختيها را فرود مىآورد . اما رسول ما ميكائيل - چون فرشتهء رحمت است - باران و خبر خير و خوشى و رفاه و بركت را نويد مىدهد . عمر [ كه در آنجا حضور داشت ] گفت دشمنى شما با جبرائيل ( عليه السلام ) از چه چيزى آغاز شد ؟ ابن صوريا گفت : وى در حد زياد و بارها با ما دشمنى را در پيش گرفت ، و سختترين عداوت او نسبت به ما بدين صورت بوده است : خداوند متعال بر پيامبر ما موسى ( عليه السلام ) چنين وحى نمود كه بيت المقدس در زمان مردى - كه او را « بخت نصّر » مىگويند - ويران خواهد گرديد . حتى موسى ( عليه السلام ) آن زمانى را - كه بيت المقدس در آن زمان ويران مىشد - براى ما گزارش كرد . وقتى كه اين موعد و زمان فرا رسيد كه بر حسب پيش بينى حضرت موسى ( عليه السلام ) مىبايست بيت المقدس در اين زمانى رو به ويرانى مىرفت مردى از افراد نيرومند بنى اسرائيل در جهت جستجوى از اين مرد ويرانگر گسيل داشته و او را مأمور ساختيم تا وى را يافته و دستگيرش كند . اين مرد به راه افتاد تا در « بابل » با نوجوان مسكين و بىنوائى برخورد كه فاقد توان و نيروى متعارف و معمولى بود . او را دستگير كرد تا وى را به قتل رساند ، اما جبرائيل در مقام دفاع و حمايت از اين مرد [ يعنى بخت نصّر ] برآمد و مانع از كشتن او گرديد ، و به دوست ما گفت : اگر خداوند او را به هلاك و نابودى شما فرمان داده ، همو شما را بر او مسلط نخواهد كرد . و اگر اين شخص عبارت از همان مرد مورد نظر شما نباشد پس به چه حقى او را مىكشيد ؟ ! دوست ما سخن جبرائيل را باور كرد و آن مرد زبون و بىنوا را [ كه عبارت از بخت نصر بود ] رها نمود . او بزرگ شد و نيرومند گرديد [ و به نام بخت نصّر ] به پادشاهى رسيد ، و با ما نبرد آغاز كرد ، و بيت المقدس را به ويرانى كشيد ، و افراد زيادى از ما را به كشتن داد . جبرائيل مأمور گشت كه نبوت را در ميان ما بنى اسرائيل برقرار سازد ، ولى آن را در ميان مردمى غير از ما قرار داد . به همين جهت جبرائيل را به عنوان دشمن خويش برشمرده و ميكائيل را دشمن جبرائيل مىدانيم . عمر گفت : اگر ايندو همانگونه باشند كه شما معتقديد نبايد از نظر شما دشمن يكديگر تلقى گردند . عمر اضافه كرد : « و لانتم اكفر من الحمير » . در نتيجه بايد گفت اگر كسى دشمن هر يك از ايندو باشد قهرا دشمن آن ديگرى است ، و آنكه دشمن هر دو