تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
توجيه ابن حصار « 192 » در بارهء تكرار نزول آيهء مورد بحث : ابن حصار گفته است : - به منظور جمع و سازش ميان احاديث مختلفى كه در رابطه با سبب نزول آيات اواخر سورهء نحل روايت شده است - مىتوان گفت كه 1 - اين آيه ها يك بار - قبل از هجرت - در مكه ، همراه با مجموع سورهء نحل نازل گرديد ، چرا كه اين سوره ، مكى مىباشد 2 - آنگاه بار دوم در وقعهء احد نازل شد 3 - و سر انجام سومين بار در روز فتح مكه نزول يافت . و تكرار نزول آن به منظور هشدارى از سوى خداوند متعال به بندگانش صورت گرفت [ تا همواره بدانند كه نبايد در مجازات مجرمين دچار افراط و زياده روى گردند ، و در اعمال خشونت از حدود و ضوابط انسانى و الهى فراتر نروند ] . لكن سزا است يادآور گرديم كه در تفاسير شيعه غالبا تصميم به مثله كردن دشمنان - آن هم در حدّ افراط آميز - به اصحاب رسول خدا منسوب است ، و يا آنكه صرفا آنحضرت به جاى حمزه فقط تصميم به مثله كردن و مقابلهء به مثل را اعلام كرد . چنان كه در همان منابعى كه قبلا در بارهء حديث نخست ياد كرديم همين مطلب : تصميم صحابه بر مثله كردن هفتاد نفر ، و يا تصميم آن حضرت بر مثله كردن و مقابلهء به مثل ، نيز ديده مىشود . عياشى از امام صادق ( عليه السلام ) روايتى را آورده كه فرمود : وقتى رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) وضعى را كه حمزه در جنگ احد بدان دچار آمد مشاهده نمود ، گفت : اللَّهمّ لك الحمد و اليك المشتكى ، و انت المستعان على ما ارى . سپس فرمود : لئن ظفرت لامثّلنّ و امثّلنّ . امام صادق ( عليه السلام ) فرمود : به دنبال اين جريان بود كه خداوند متعال آيهء « وَإِنْ عاقَبْتُمْ . . . » را تا پايان سوره نحل نازل كرد . پس از نزول اين آيه ، آنحضرت فرمود : اصبر اصبر » . « 193 » ( التفسير الصافى 3 / 165 ) از آن سو مىبينيم كه مرحوم طبرسى مىنويسد : گفته‌اند : وقتى مشركين كشتگان و شهداء احد را و حمزة بن عبد المطلب را مثله كردند و شكم او را شكافتند و هند دختر عتبه جگر او را از اندرون برآورد و آن را زير دندانهايش مىفشرد ، و بينى و گوش حمزه را كندند و اندامش را از هم دريدند مسلمين گفتند : اگر خداوند متعال ما را بر آنها پيروز گرداند حتى آنها را زنده زنده مثله خواهيم كرد تا
هامش
192 - ابو الحسن على بن محمد بن محمد بن ابراهيم بن موسى خزرجى ( م 611 ه ق ) اشبيلى الاصل كه در فاس پرورش يافت و آنگاه مجاور مكه شد ، و در مدينه وفات يافت . وى داراى كتابها و آثارى است در اصول فقه و ناسخ و منسوخ ، و نويسندهء كتاب « البيان فى تنقيح البرهان » و « عقيده » در اصول دين ، و « المدارك » ، و « ارجوزة » در اصول دين ( رك : الاعلام 5 / 151 ) . 193 - التفسير الصّافى 3 / 165 .