تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
با توجّه به اينكه اين سه حديث مختلف - در بارهء سبب نزول آيهء مذكور - روايت شده است بايد بگوئيم كه سبب نزول - على رغم وحدت نازل - متعدد مىباشد و اين هر سه قضيه ، نزول آيهء مورد بحث را باعث گشت ! « 185 » مثال دوم براى حالت ششم - آيهء : « وَإِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِه . . . » : دومين نمونه از آياتى كه از ديدگاه سيوطى چند بار نازل شده و داراى سبب نزول متعدد مىباشد ، آيهء مذكور است كه روايات زير در رابطه با سبب نزول آن در كتب حديث آمده است كه به نظر سيوطى از لحاظ صحت و فقدان مرجح با هم برابر هستند . در چنين صورتى بايد گفت كه نزول آيه و يا آيات ، تكرار شده است : الف - بيهقى « 186 » و بزاز « 187 » ، حديثى از ابى هريره « 188 » در كتابهاى خود آورده‌اند كه
هامش
185 - حديث اول با ادلَّه‌اى كه راجع به بطلان آن ياد شد نمىتواند سبب نزول باشد . اما حديث دوم - كه احاديثى به سان آن در كتب و آثار شيعه ديده مىشود - به احتمال قوى مىتواند به عنوان سبب نزول تلقى گردد ، به ويژه آنكه امير المؤمنين على ( عليه السلام ) و همچنين افرادى ديگر از صحابه نيز آن را نقل كرده‌اند . اما راجع به حديث سوّم بايد گفت : آمنه بنت وهب بن زهرة بن كلاب بن مرة ، مادر رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) كه شگفتيهاى فراوانى را هنگام ولادت آنحضرت مشاهده كرد . كعب مىگفت : ما ضربت على آدميّة حجب الجنّة غير مريم و آمنة ، و ما وكلت الملائكة بانثى حملت غير مريم و آمنة » رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) مزار مادر را پس از حجة الوداع زيارت كرده و گريست . وى در « ابواء » - ميان مكه و مدينه - از دنيا رفت در حالى كه آن حضرت شش ساله بود و او را به مدينه مىآورد . برخى مىگويند : آمنه ( رضى اللَّه عنها ) به مدينه رفت تا كنار قبر همسرش عبد اللَّه برود . رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) و ام ايمن پرستار آنحضرت با او بودند ، و به هنگام مراجعت از مدينه در « ابواء » از دنيا رفت . و چون بايد اين حقيقت را - بر حسب ادلَّهء قاطعى - پذيرا باشيم كه پدر و مادر و اجداد رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) هيچيك به شرك آلوده نبودند ، بلكه موحدانى خداپرست به شمار مىرفتند . حديث سوم نيز بطلانش آشكار مىگردد . خداوند متعال در بارهء رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) فرمود : « وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ » و فرمود : « وَقُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً » . و نيز فرمود : « وَلا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَلا تَقُمْ عَلى قَبْرِه » در حالى كه مىدانيم كه آنحضرت به ديدار مزار پدر و مادرش مىرفت ، و او نورى در صلبهائى پاكيزه از كفر ، و پاك از آلودگى به شرك بوده است [ پس چگونه اين حديث ساختگى را مخالفان مطرح مىسازند و مادر او را آلودهء به شرك معرفى مىكنند ؟ ! ] ( بنگريد به : سفينة البحار 1 / 44 ، 45 ) . 186 - چند دانشمند به نام « بيهقى » معروفند و معلوم نيست منظور از بيهقى در متن « الاتقان » كداميك از آنها است ( رك : الاعلام 2 / 61 ) . 187 - ترجمهء احوال او گذشت . 188 - ابو هريره عبد الرحمن بن صخر دوسى ( 22 ق . ه - 59 ه ق ) صحابى كه بيش از هر صحابى ديگر ، حديث مىدانست و آنها را روايت مىكرد . وى در حال بىپدرى و يتيمى در جاهليت به سر مىبرد ، و آنگاه كه وارد مدينه شد رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) در خيبر بود ، و در سال هفتم هجرى اسلام آورد و از آنحضرت 5374 حديث روايت كرده ، و بيش از هشتصد صحابى و تابعى از او روايت حديث نموده‌اند . عمر در زمان خلافت خود وى را بر بحرين گماشت ، لكن به خاطر ضعف نفس و نرمش او ، وى را از كار بر كنار كرد . بيشتر در مدينه مقيم بود . تقى الدين سبكى جزوه‌اى تحت عنوان « فتاوى ابى هريره » و نيز عبد الحسين شرف الدين در سيرهء او كتاب « ابو هريره » را نگاشتند ( الاعلام 4 / 80 ، 81 ) .