نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) - آنگاه كه حمزهء سيد الشهداء ، عمويش ، به شهادت رسيد و بدنش را مثله و قطعه قطعه كرده بودند - كنار جنازه اش لختى درنگ نمود ، و [ با ديدن اين صحنهء دلخراش سخت متأثر شده و ] فرمود : من هفتاد نفر از اين مشركين را - به جاى تو - مثله خواهم كرد . در اين هنگام - كه نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) در كنار بدن عمويش ايستاده بود - آيات پايانى سورهء نحل براى آنحضرت فرو آمد كه :
« وَإِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِه وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ . وَاصْبِرْ وَما صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّه وَلا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ . إِنَّ اللَّه مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَالَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ » ( نحل : 126 - 128 ) :
اگر مىخواهيد كسى و يا گروهى را به كيفر اعمالشان برسانيد و آنانرا مجازات كنيد ، آنها را به مانند كيفر و شكنجهاى كه شما از سوى آنها بدان دچار آمديد كيفر دهيد ، و بيش از آن مقدارى كه كيفر ديديد طرف را به مجازات نگيريد . و اگر شكيبائى كنيد و از مجازات فروگذار نمائيد مسلما اين كار از كيفر دادن بهتر است . شكيبائى كن و صبر را پيشه خود ساز كه در سايهء مدد الهى مىتوان به صبر و خويشتن دارى دست يافت ، و به خاطر اعراض آنها از حق و افراط آنها در آزار ، اندوه به خود راه مده ، و از مكر و انديشهء بدى كه در سر مىپرورانند دلتنگ مشو و خود را در مضيقهء روحى قرار نده كه خداوند با كسانى است كه پرهيزكارند و يار و ياور افرادى است كه نيكوكارند و خيرانديشى شيوهء آنها است .
در اكثر قريب به تمام كتب تفسير ، و اسباب النزول ، حديث مذكور را - با اختلاف يسيرى در مضمون آن و يا با زوائدى ديگر - روايت كردهاند كه ما اين حديث را طبق نوشتهء ميبدى مىآوريم :
« اين در قتل حمزه فرو آمد كه روز احد كشته شد ، و كافران بر وى مثله كردند :
گوش و بينى وى ببريدند و شكم وى بشكافتند . هند بنت عتبه بيامد و تشفى خويش را - كه حمزه ، برادر وى را كشته بود - جگر وى بيرون كرد و بخائيد ، خواست فرو برد نتوانست و بيفكند . رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) را خبر كردند كه هند چنين كرد . رسول ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) گفت : « امّا انّها لو اكلته لم تدخل النّار ابدا ، حمزة اكرم على اللَّه من ان يدخل شيئا من جسده النّار » پس رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 216
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص٢١٦