تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
ب - روايت دوم در بارهء آيهء « ما كانَ لِلنَّبِيِّ . . . » : ترمذى ، حديث از امير المؤمنين على بن أبي طالب ( عليه السلام ) آورده و آن را « حديثى حسن » « 181 » برشمرده كه آنحضرت فرمود : شنيدم كه مردى براى پدر و مادرش از خدا طلب مغفرت مىكرد - در حالى كه هر دو ، يعنى پدر و مادرش در حال شرك از دنيا رفته بودند - على ( عليه السلام ) فرمود : من گفتم : براى پدر و مادر مشرك خود ، طلب مغفرت مىكنى ؟ ! عرض كرد : ابراهيم ( عليه السلام ) براى پدرش - كه مشرك بود - استغفار نمود [ پس چرا من براى پدر و مادر مشركم استغفار نكنم ] ؟ على ( عليه السلام ) فرمود : من اين جريان را براى رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) بازگو نمودم كه به دنبال آن ، آيهء « ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ . . . وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ . . . » نازل گرديد . « 182 » ج - روايت سوم : حاكم نيشابورى در « المستدرك » ، و نيز ديگران حديثى از ابن مسعود « 183 » آورده‌اند كه مىگفت : روزى نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به سوى مقابر به راه افتاد و نزديك گورستان رسيد ، و كنار يكى از قبرها نشست و مدتى طولانى به مناجات و زمزمه با آن قبر سرگرم شده و آنگاه گريستن آغاز كرد و فرمود : قبرى كه كنار آن نشسته‌ام قبر و مزار مادرم مىباشد . من از خداوند متعال رخصت طلبيدم كه براى او دعا [ استغفار ] كنم ، اما خدا به من چنين كارى را اجازه نداد ، و به دنبال درخواستم آيهء « ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ . . . » را نازل كرد . « 184 »
هامش
181 - راجع به اصطلاح « حديث حسن » قبلا گزارشى بيان شد . 182 - و نيز بنگريد به : اسباب النزول : واحدى ، ص 151 ، 152 . لباب النقول ، ص 285 ، 286 . لباب التأويل فى معانى التنزيل « تفسير خازن » 2 / 270 . جامع البيان 11 / 32 . تفسير القرآن العظيم 2 / 393 . التفسير الكبير : امام فخر رازى 16 / 209 . احكام القرآن : قرطبى 2 / 1022 . 183 - عبد اللَّه بن مسعود ( م 32 ه ق ) از مشاهير صحابه كه از لحاظ كثرت روايات تفسيرى ، تالى تلو ابن عباس بود ، و از جمله دوازده نفر كسانى است كه با خلافت اوّلى به مخالفت برخاست . وى از آنجهت كه دقيقا حافظ قرآن كريم بوده نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) دوست مىداشت قرائت قرآن را از زبان او استماع نمايد ، و همو مىگفت : « مَنْ ارادَ عِلْمَ الأَوّلينَ وَالآخِرينَ فَلْيَتَدبَّرِ الْقُرْآنَ » وى به ولايت و دوستى خاندان رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) در زمان صحابه معروف بوده است ( سفينة البحار 2 / 137 ، 414 . احياء 2 / 325 ) . 184 - و نيز بنگريد به : همان مراجع ، و : كشف الاسرار 4 / 222 . در كتاب اخير آمده است : « رسول [ صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ] گور مادر خود را زيارت كرد ، بر سر گور وى بنشست انديشه مند ، و برخاست اندوهگين . گونهء روى وى بگشته و بسيار گريسته . ياران را گفت : اين گور مادر من است . دستورى خواستم زيارت را ، - دستورى دادند . و دستورى خواستم آمرزش خواستن را ، دستورى ندادند . ياران گفتند : چونست كه محمد بر خداى عز و جل گرامىتر از ابراهيم است . ابراهيم را روا بود كه پدر خود را آمرزش خواست ، محمد را روا نبود كه مادر را خواست . اين هر دو آيت جواب آن است » .