اما روايت ، ممتنع نباشد كه رسول ( عليه السلام ) براى أبو طالب استغفار كرد ، و اينان - كه ديدند از رسول ( عليه السلام ) ايشان را ايمان أبو طالب معلوم نبود - گمان بردند كه رسول براى مشركى استغفار كند .
و امّا تفسير آيه آن است كه اين نهى نيست ، بل نفى است ، چنان كه گفت :
« ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبِتُوا شَجَرَها » .
و قوله :
« وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه » « وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه » .
و محال است گفتن كه اين آيات را معنى ، نهى است ، براى آنكه انبات درخت ، و مرگ ، مقدور ما نيست ، ما را از آن چگونه نهى كنند ، و حديث ايمان ما را به آن امر كردهاند نه نهى .
پس اين آيهء ما را ، و اين آيات را معنى ، نفى باشد ، يعنى نباشد و نكند و روا ندارد پيغمبر و هيچ مؤمنى كه استغفار كند براى مشركان به علت خويشى پس از آنكه روشن شده باشد ايشان را - يعنى پيغمبر و مؤمنان را - كه ايشان اهل دوزخند » . « 177 »
قرطبى نيز مىگويد : حسين بن فضل مىگفت اين داستان و قضيهاى كه در بارهء سبب نزول آيهء ياد شده ذكر كردهاند بعيد است ، چرا كه سورهء توبه از جمله آخرين آياتى بود كه نازل گرديد ، و ابو طالب در آغاز اسلام - در حالى كه نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) در مكه به سر مىبرد - از دنيا رفت . « 178 »
پيدا است كه ذكر اين سبب نزول براى آيهء مورد بحث از چند جهت ساختگى و نادرست مىباشد و هدف ياد كردن چنين سبب نزولى تعمدا در جهت اثبات شرك ابى طالب مىباشد ، ابى طالب كه پدر بزرگوار و مؤمن امير مؤمنان ( عليه السلام ) بوده است با توجه به اينكه حتى فريقين قبول دارند ميان وفات ابى طالب - كه در اوائل طلوع اسلام روى داد - و ميان نزول آيهء مورد بحث - كه در اواخر عمر رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) روى داد فاصلهء زمانى دور و درازى وجود دارد كه طبق نظر خود سيوطى نبايد تاريخ نزول آيه نسبت به سبب نزول آن از نظر زمان دور باشد .
و عجيب اينجا است كه چنين حديثى فقط از سعيد بن مسيب در تمام كتب تفسير
هامش
177 - روض الجنان 5 / 266 - 268 .
178 - بنگريد به : الجامع لاحكام القرآن 8 / 273 .