تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
مىشود واحد باشد ، علماء معتقدند كه بايد روايات را بر تعدد و تكرر نزول آيه و يا آيات حمل كرد ، به اين معنى كه بايد گفت : آيه و آياتى كه به دنبال اسباب متعدد نازل گشته ، نزول آن نيز تكرار شده است . دو مثال براى اين حالت : مثال اول - آيهء « ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ . . . » : الف - شيخين از مسيب « 171 » آورده‌اند كه وى مىگفت : وقتى زمان وفات أبو طالب نزديك شد و اجلش فرا مىرسيد رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) بر وى وارد شد آن هم در حالى كه ابى جهل و عبد اللَّه بن ابى اميه « 172 » نزد او به سر مىبردند . نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به أبو طالب فرمود : اى عمو ، در اين لحظات واپسين عمر ، كلمهء « لا إله الا اللَّه » را بر زبان جارى ساز تا من به نفع تو نزد خداوند متعال احتجاج كنم . در اين اثناء ابى جهل و عبد اللَّه بن ابى اميه گفتند : اى ابى طالب ، آيا ارادهء آن دارى كه از دين و آئين عبد المطلب روى گردان شوى ؟ ! اين دو همواره با ابى طالب گفتگوى خود را ادامه مىدادند تا او را وادارند كه از گفتن « لا إله الا اللَّه » خوددارى نمايد ، و سر انجام موفق گشتند و در نتيجه ابى طالب گفت : مطمئن باشيد كه او - يعنى من - بر كيش و آئين عبد المطلب - يعنى بر مرام بتپرستى ! - پايدارى خود را حفظ خواهم كرد . نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به ابى طالب فرمود : من براى تو - تا وقتى كه خداوند متعال مرا از استغفار براى تو نهى نكند - از خدا طلب مغفرت خواهم نمود . پس از اين جريان ، آيهء زير نازل گرديد : « ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَلَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ ، وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لأَبِيه إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ وَعَدَها إِيَّاه فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَه أَنَّه عَدُوٌّ لِلَّه تَبَرَّأَ مِنْه إِنَّ إِبْراهِيمَ لأَوَّاه حَلِيمٌ » ( توبه : 113 ، 114 ) براى پيامبر و مؤمنين روا نيست كه براى مشركين - بعد از آنكه براى مؤمنين آشكار گشت كه آنها يعنى مشركين اهل دوزخ هستند - از خدا طلب استغفار نمايند . اينكه ابراهيم براى پدرش از خدا آمرزش مىطلبيد صرفا به خاطر وعده‌اى بود كه با او در ميان
هامش
171 - در بارهء مسيب و فرزند او سعيد بن مسيب بحث گسترده‌اى در پيش داريم . راوى حديث مسيب عبارت از فرزند او سعيد است ( بنگريد به : الجامع لاحكام القرآن : قرطبى 8 / 272 . تفسير القرآن العظيم : ابن كثير 2 / 393 . جامع البيان 11 / 30 . الميزان 9 / 405 ، 406 ) . 172 - ترجمهء احوال او را على رغم تتبع نيافتم .