عويمر گفت : سوگند به خداوند ، نزد رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) خواهم رفت و پاسخ اين مسئله را از او درخواست خواهم كرد . وى نزد آن حضرت آمد ، امّا ديد كه آيات لعان در بارهء او نازل گشت . « 161 »
سهل بن سعد مىگويد : رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) عويمر و همسرش را فراخواند و دستور لعان را در بارهء آن دو اجراء فرمود . آنگاه عويمر عرض كرد : يا رسول اللَّه اگر من همراه او بروم معنى اين كار اين است كه بر او دروغ بستم . عويمر قبل از آنكه نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) دستور جدائى را ميان آنها صادر كند از همسرش جدا شده و او را ترك گفت . و اين جدائى به صورت سنتى در آمد كه سوگند « لعان » ميان هر زن و شوهرى به اجراء گذاشته مىشد .
رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) پس از انجام لعان فرمود : اين زن را زير نظر گيريد : اگر او فرزندى به دنيا آورد كه سياه چرده و سياه چشم و داراى كپل و سرين بزرگ بود بايد بدانيم كه عويمر در تهمتى كه به همسرش وارد ساخت سخن به راستى آورده است ، اما اگر اين را فرزندى به دنيا آمد كه سرخگون و به گونهء كرم سرخ رنگ بود بدانيد كه عويمر دروغگو است و به ناروا همسرش را متهم ساخته است . فرزندى كه اين زن به دنيا آورد داراى همان صفات نامطبوع بود ، « 162 » يعنى فرزند عويمر نبوده است .
علماء براى جمع و سازش ميان اين دو حديث گفتهاند : اولين كسى كه اين جريان براى او اتفاق افتاد ، هلال بن اميه [ واقفى ] بود « 163 » ، و جريان كار او با آمدن عويمر « 164 » نزد رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) مواجه و مصادف گشت ، و آيهء لعان در شأن اين دو نفر نازل شد .
نووى « 165 » و پيش از او خطيب ( ؟ ) « 166 » به همين توجيه گرايش داشتهاند و خطيب
هامش
161 - سيوطى مىنويسد : وقتى عويمر نزد رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) آمد و سؤال خود را با آنحضرت در ميان گذاشت ، فرمود : خداوند متعال در بارهء تو و يار و رفيق تو [ يعنى هلال ] ، آياتى از قرآن كريم نازل كرد ( الاتقان 1 / 121 ) .
162 - تفسير القرآن العظيم : ابن كثير 3 / 267 .
163 - وى يكى از سه تن است كه در غزوهء تبوك از شركت در جنگ خوددارى كردند و سپس به توبه درآمدند و حق تعالى توبهء ايشان پذيرفت ( تاريخ گزيده ، چاپ ليدن ، ص 243 - نقل از لغتنامهء دهخدا ، 28 / 249 ) . [ . . . ]
164 - عويمر بن حارث بن زيد بن حارثة بن الجد عجلانى [ الجامع لاحكام القرآن 12 / 184 و هامش آن ] .
165 - ابو زكريا يحيى بن شرف بن مزى بن حسن حزامى حورانى نووى شافعى : محيى الدين ( 631 - 676 ه ق ) عالم به فقه و حديث كه در « نوا » : يكى از قراى حوران سوريه از دنيا رفت . و از آثار او است : « تهذيب الاسماء و اللغات » ، « المنهاج فى شرح صحيح مسلم » ، « التقريب و التيسير » در « مصطلحات حديث » و چندين كتاب ديگر ( الاعلام 9 / 184 ، 185 ) .
166 - در كتب تراجم ، رجالى كه به خطيب نامبردارند ، متعدد و بسيارند ( بنگريد به : الاعلام 2 / 354 ، 355 ) در اينجا معلوم نيست كه منظور سيوطى از « خطيب » كداميك از آنها است .