تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
يا قدم آن ، و نيز توجيه جواب مناسب آن سؤال - مبنى بر اينكه روح ، حادث مىباشد - ادعائى است كه بايد آن را با توجه به لفظ و تعبير آيه فاقد دليل برشمرد . مرورى بر اختلاف نظر مفسرين در معنى « قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » : مفسران در تبيين و گزارش آيهء مذكور داراى بياناتى مختلف هستند كه آيا اين سخن پاسخ مثبت به سؤال مردم در بارهء روح مىباشد ، و يا آنكه ترك جواب و روى گردان ساختن مردم از پرس و جو و كنجكاوى در بارهء آن است ؟ وجوهى كه ما قبلا از آنها ياد كرديم در رابطه با اين دو نظريه ، متفاوت مىباشد . آنچه نسبت به بعضى از اين وجوه متناسب است مؤيد نظريهء اول مىباشد كه پاسخ ، مثبت است ، امّا در رابطه با پاره‌اى از وجوه ديگر ، نظريهء دوم ، يعنى استفادهء ترك جواب از آيهء مذكور ، به جا و لازم است . مخاطب « وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا » چه كسانى هستند ؟ مفسرين - در اينكه اين سخن ، خطاب به چه كسانى است - اختلاف ديگرى را مطرح مىسازند كه آيا اينان عبارت از يهوديان مدينه هستند ، و يا آنكه مشركان مكه ، يعنى قريش ، مخاطبين اين سخن را تشكيل مىدهند ، البته با توجه به اين مطلب كه مشركان مكه با راهنمائى يهوديان سؤال مربوط به روح را با نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) در ميان گذاشتند ، و يا اينكه مخاطب اين سخن عبارت از پيامبر اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) و سائر مردم هستند ؟ آنچه با روند آيه متناسب تر به نظر مىرسد اين است كه بگوئيم : خطاب به همان كسانى است كه اين سؤال را با آنحضرت در ميان گذاشتند ، و اين جملهء « وَما أُوتِيتُمْ . . . » تكملهء سخن نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) است ، و سؤال كنندگان را بايد عبارت از يهوديان دانست ، چرا كه اينان در آن روزگاران به علم و دانش معروف بودند . و ضمن آيه ، اثبات نوعى از علم براى همين يهوديان گوشزد شده مبنى بر اينكه اندك و ناچيز بوده است . بر خلاف قريش و مشركين عرب كه خداوند متعال ضمن برخى از سخنانش آنها را مردمى بىبهره از هر گونه علم معرفى نموده ، آنجا كه مىفرمايد : « . . . كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ . . . » ( بقره : 118 ) بدينسان آن مردمى كه از علم هيچ بهره‌اى ندارند سخنى به مانند گفتار يهوديان و نصارى بيان مىكنند ، و چون آنان زبان به انكار و كفر مىآلايند . مرحوم علامهء طباطبائى ( قدس سره ) يادآور مىشود كه از طرق ديگر [ غير از طريقى كه در « الدر المنثور » آمده است ] از عبد اللَّه بن مسعود و عبد الرحمن بن عبد اللَّه بن ام مكتوم