اصطلاح : « متبادر به ذهن است » . و اينكه خداوند متعال در پاسخ به اين سؤال مىفرمايد :
« قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » اشاره به اين است كه از بيان و گزارش مفهوم روح دريغ شده ، و از توغَّل و تعمق در حقيقت روح نهى و ممانعت به عمل آمده است ، زيرا روح از امر خدا نشأت گرفته و علم به حقيقت آن را خداوند متعال به خود اختصاص داده و هيچكسى را بر حقيقت آن مطلع نساخته است .
آنگاه در بارهء همين روح انسانى - كه محور سؤال مردم بوده است - طرفداران همين نظريه دچار اختلاف عقيده هستند : گروهى معتقدند كه اين روح جسمى هوائى است كه در مخارق و اندرون بدن در حال آمد و شد مىباشد .
و گروهى ديگر آن را جسم هوائى در هيئت و شكل بدن مىدانند كه در بدن حلول كرده است ، و اگر از بدن خارج شود مرگ آن فرا مىرسد .
و عدّهاى مىگويند : روح انسانى ، اجزاء اصلى و اساسى است كه در قلب آدمى جاى دارد .
و فرقهاى را اعتقاد بر آن است كه روح انسانى عبارت از يك حالت و عرض در بدن مىباشد .
و دستهاى بر آنند كه روح عبارت از همان بدن مىباشد .
و عقائد و آراء ديگرى كه در بارهء روح انسان از سوى دانشمندان اظهار شده است .
امّا نظريهء اخير - كه روح مورد سؤال در آيهء مذكور را عبارت از روح انسانى شناسانده است - خالى از اشكال نيست ، زيرا ما نمىتوانيم بپذيريم كه روح انسانى از كلمهء « روح » در اين آيه به ذهن متبادر مىگردد . مطالعه و بررسى آياتى كه متعرض مسئلهء « روح » شده است - چنان كه قبلا توضيح داديم - همهء آن ادلهاى كه طرفداران اين نظريه اظهار داشتهاند را مردود اعلام مىكند .
ه - گروهى از مفسران مىگويند : مراد از روح در آيهء مورد بحث ، مطلق روح است كه ضمن گفتار خداوند در موارد متعددى از قرآن كريم آمده است . ولى سؤال فقط در اين جهت مطرح شده است كه آيا اين روح ، قديم و يا حادث مىباشد ؟ خداوند متعال به اين سؤال پاسخ داده است مبنى بر آنكه روح از امر و فعل خداوند حادث شده است ، و فعل خداوند نيز حادث است و نمىتوان آن را قديم دانست .
ايرادى كه بر اين نظريه وارد است چنان است كه اگر چه ارادهء مطلق روح از كلمهء روح در آيهء مزبور به جا و به مورد و قابل قبول مىباشد ، لكن ارجاع سؤال مردم به حدوث و
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص٢٠٢