جانوران و گياهان ، حياتى مقرر شده است ، و حيات نيز ظاهرا متفرع بر وجود روح مىباشد .
نتيجهاى كه از مطالب گذشته در رابطه با آيهء « يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي » به دست مىآيد :
از مجموع مطالب گذشته معنى آيهء مذكور روشن مىگردد كه سؤال مطرح شدهء در آن مربوط به حقيقت مطلق روح است كه در موارد و آيات متعددى از قرآن كريم از آن سخن رفته است . و پاسخى كه در همين آيه بيان شده حقيقت « روح » را بيانگر است مبنى بر اينكه اين روح از سنخ « امر » است ، البته « امر » به همان معنائى كه قبلا آن را بازگو نموديم .
اما جملهء « وَما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا » در جهت بيان اين نكته است : آن مقدار از علم و آگاهى كه خداوند آن را در رابطه با حقيقت روح در دسترس نيروى فهم و درك شما نهاده است اندكى از جمّ غفير و بخشى بسيار ناچيز از مجموعهء عظيم علم و آگاهى است ، زيرا حقيقت روح داراى پايگاه ويژهاى در وجود و خواص و مشتمل بر آثارى شگفت آور و جالب و حيرت انگيز در عالم هستى است كه ميان شما و اين خواص و آثار ، حجاب و مانعى وجود دارد كه قادر بر شهود آنها نمىباشيد .
گذرى بر آراء مفسرين در بارهء روحى كه از آن سؤال شده و پاسخى كه راجع به آن نازل شده است :
الف - عدهاى از مفسرين مىگويند : مراد از روحى كه مردم در بارهء او سؤال مىكردند ، همان روحى است كه خداوند متعال در آيه هاى زير از آن ياد كرده است :
« يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا . . . »
« تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْه . . . » .
امّا بايد گفت : اين مفسرين در اين نظريه از يك رأى مستدلى برخوردار نبوده ، بلكه در مقام اثبات آن ، فاقد دليل هستند .
ب - گروهى ديگر مىگويند : مراد از اين روح ، جبرائيل ( عليه السلام ) مىباشد ، چرا كه خداوند متعال از او در آيهء زير با نام و عنوان « روح » ياد كرده است :
« نَزَلَ بِه الرُّوحُ الأَمِينُ عَلى قَلْبِكَ . . . » .
لكن لازم به يادآورى است : صرف نامگذارى جبرائيل ( عليه السلام ) به « روح » در برخى از آيات قرآنى مستلزم آن نيست كه منظور از « روح » در هر موردى از قرآن كريم عبارت از جبرائيل ( عليه السلام ) باشد . علاوه بر اين ، تسميهء جبرائيل ( عليه السلام ) به « روح » متضمن يك معنى و منظور ويژهاى است كه ما ضمن سخن خود قبلا به آن معنى
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص٢٠٠