مرورى بر سخنان مرحوم علامهء طباطبائى در « الميزان » راجع به مفهوم روح :
وى مىنويسد : « روح - بر حسب آنچه در لغت و زبان عربى شناسائى شده - عبارت از مبدء حيات و زندگى است كه انسان و يا حيوان به مدد آن قادر بر احساس و حركت ارادى است .
لفظ و واژهء « روح » هم مذكّر و هم مؤنّث به كار مىرود .
اين واژه احيانا با مفهوم مجازى آن مورد استفاده قرار مىگيرد و بر امورى كه از رهگذر آن آثار نيك و مطلوبى بارور مىگردد اطلاق مىشود ، چنان كه علم به عنوان حيات نفوس برشمرده مىشود . خداوند متعال فرموده است :
« أوَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناه . . . » ( انعام : 122 ) .
يعنى به وسيلهء هدايت به ايمان او را زنده ساخته و حيات جديدى در او آفريديم . و جماعتى از مفسرين « روح » را در آيهء زير بر همين مفهوم حمل نمودند ، آنجا كه خداوند متعال مىفرمايد :
« يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِه » ( نحل : 2 ) :
كه منظور از روح در اين آيه عبارت از وحى است . و يا آنكه مىفرمايد :
« وَكَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا » ( شورى : 52 ) .
يعنى قرآنى را كه وحى است به سوى تو فرو فرستاديم .
همين مفسرين يادآور شدند كه خداوند متعال وحى و قرآن را از آن جهت « روح » ناميده است كه چون نفوس مرده به وسيلهء آنها جان گرفته و از حيات برخوردار مىگردد ، چنان كه « روح » با مفهوم متعارف آن منشأ حيات اجساد بىجان مىباشد .
به هر صورت ، كلمهء روح در آيات بسيارى - اعم از مكى و يا مدنى - مكررا ياد شده است كه مسلما آن معنى و حقيقتى كه در جانداران مىشناسيم - كه عبارت از مبدء حيات است و نتيجهء آن احساس و حركت ارادى است - در تمام اين موارد در مد نظر نيست . چنان كه در دو آيهء زير ، روح حيوانى اراده نشده است :
« يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلائِكَةُ صَفًّا » ( نبأ : 38 ) .
« تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ » ( قدر : 4 ) بىترديد ، مراد از روح در اين دو آيه ، غير از روح حيوانى و نيز غير از ملائكه است .
و نيز در حديثى كه از امير المؤمنين على ( عليه السلام ) راجع به تفسير آيهء « يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِه عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِه » ( نحل : 2 ) آمده ، آنحضرت به
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص١٩٤