تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
مواجه شديم ، و لذا نمىدانستيم قبله در كدام سو است . هر يك از ما به سمتى كه خود انتخاب كرده بود نماز گذارد . وقتى بامدادان بر ما فرا رسيد اين جريان را براى رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) گزارش نموديم كه در نتيجه ، آيهء « فَأَيْنَما تُوَلُّوا . . . » نازل گرديد » « 136 » دارقطنى « 137 » نيز از حديث جابر بن عبد اللَّه انصارى روايتى را مانند آن - با سندى ضعيف ! ؟ - در كتاب خود آورده است . چهارم - ابن جرير ، حديثى از مجاهد آورده كه وى مىگفت : آنگاه كه آيهء زير نازل شد : « ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ » ( غافر : 60 ) : مرا بخوانيد و از من درخواست كنيد كه به درخواست شما پاسخ مثبت خواهم داد . مردم گفتند : در كدام سو به خدا روى آوريم و از او درخواست كنيم ؟ از پى اين سؤال آيهء : « فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه اللَّه » نازل گرديد . البته اين حديث ، « مرسل » « 138 » مىباشد . پنجم - همان ابن جرير طبرى حديثى از قتاده آورده است كه نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به اصحابش فرمود : « يكى از برادران شما از دنيا رفته است ، برويد بر او نماز گذاريد . آنها گفتند : او به سوى قبلهء مسلمين نماز نمىگذارد . از پى سخن اصحاب ، آيهء : « فَأَيْنَما تُوَلُّوا . . . » نازل گرديد . اين حديث ، « معضل 13 » » و جدا « غريب « 140 » »
هامش
136 - حديثى قريب به همين مضمون را ببينيد در : جامع البيان 1 / 401 . 137 - ابو الحسن على بن عمر بن احمد بن مهدى دارقطنى شافعى ( 306 - 385 ه ق ) پيشواى عصر خود در حديث ، و نخستين كسى است كه قراءات را تصنيف كرده و ابوابى براى آن منعقد ساخته است . وى در « دارقطن » ( از محله هاى بغداد ) زاده شد و به مصر كوچيد . در آنجا ابن خيزابه ( وزير كافور اخشيدى ) به وى در تأليف « مسند » يارى داد . آنگاه به بغداد بازگشت و در آنجا از دنيا رفت . از آثار او است : « السنن » ، « العلل الواردة فى الاحاديث النبوية » ، « المجتنى من السنن المأثورة » ، « المختلف و المؤتلف » در حديث ، و « الضّعفاء » ( الاعلام 5 / 130 ) . 138 - تعريف حديث مرسل قبلا گذشت . [ . . . ] 139 - حديثى است كه از آغاز يا وسط سلسلهء سند دو نفر و يا بيشتر متواليا حذف گرديده باشد . در كفايهء خطيب آمده است : « و امّا ما رواه تابعىّ التّابعى عن النّبى ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) يسمّونه معضلا ( كفايهء خطيب ) السّقط بالاسناد ان كان باثنين فصاعدا مع التّوالى فهو معضل » ( رك : دراية الحديث : مدير شانه چى ، ص 83 ، 84 ) . حديث معضل داراى ابهام و اشكال فزونترى نسبت به حديث منقطع مىباشد ، و حديث « منقطع » عبارت از حديثى است كه آخرين راوى در آن مذكور و يا معلوم نباشد . 140 - معنى آن قبلا گزارش شد .