دميت ، و فى سبيل اللَّه القيت » ابو الفتوح به دنبال آن مىنويسد : « دو روز از خانه بيرون نيامد ، زنى گفت - گفتند آن زن ام جميل بود ، زن ابو سفيان - : يا محمد چند روز گذشت كه آن شيطان تو نيامد بر تو از خداى تو ؟ خداى تعالى اين آيه فرستاد : « بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ، وَالضُّحى . . . » .
ه - جبرائيل ( عليه السلام ) مدتى در نزول وحى تأخير كرد و رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) سخت بىتابى مىنمود . خديجه عرض كرد : « قد قلاك ربّك لما يرى جزعك ؟ » كه خداوند متعال ، « وَالضُّحى ، وَاللَّيْلِ إِذا سَجى ، ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَما قَلى » را نازل كرد .
و - زيد بن اسلم گفت : سبب احتباس وحى آن بود كه بعضى از زنان رسول ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) توله سگى را در سراى برده بودند و مىپروردند بى علم رسول ( عليه السلام ) . چون وحى آمد رسول ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) جبرئيل ( عليه السلام ) را گفت : چرا چندين روز نيامدى ؟ گفت : ندانى كه ما در سرائى نرويم كه در او سگ و يا صورت باشد . « 4 »
2 - سبب نزول آيهء : « فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْه اللَّه »
:
يكى از نمونه هائى كه سبب نزول متعددى در بارهء آن روايت كردهاند و اسناد آنها از لحاظ صحت و ضعف متفاوت مىباشد عبارت از همين آيه مىباشد كه به پنج روايت مىرسد :
اوّل - حديثى كه محمد بن جرير طبرى و ابن ابى حاتم « 130 » - از طريق على بن ابى طلحه « 131 » - از ابن عباس در كتابهاى خود آوردهاند كه وى مىگفت : وقتى رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به مدينه مهاجرت كرد خداوند متعال به او دستور داد بيت المقدس را قبلهء خود قرار دهد . يهوديان از اين جريان شادمان شدند [ كه مسلمين در برابر قبلهء آنان نماز مىگذارند ] رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) چند ماه به سوى بيت المقدس نماز مىگذارد ، اما به قبلهء ابراهيم احساس شوق و علاقه مىنمود : لذا اين قبله
هامش
( 4 ) بنگريد به : مجمع البيان 10 / 504 . روض الجنان 10 / 308 ، 309 . اسباب النزول : واحدى ، ص 256 . لباب النقول ، ص 803 - 805 . كشف الاسرار 10 / 522 ، 523 . جامع البيان 30 / 148 .
130 - ابو محمد عبد الرحمن بن محمد ابى حاتم بن ادريس بن منذر تميمى حنظلى رازى ( 240 - 327 ه ق ) حافظ حديث و از كبار محدثين كه از آثار او است : « الجرح و التعديل » ، « التفسير » ، « الرّد على الجهمية » ، « علل الحديث » ، « المسند » كه كتاب بزرگى است ، « المراسيل » و جز آنها ( الاعلام 4 / 99 ) .
131 - على بن ابى طلحهء شامى از روات حديث ، ترجمهء احوال او را على رغم تتبع نيافتم .