يادآورى يك نكته :
احاديث تابعين در رابطه با « اسباب النزول » تحت چه اصطلاحى در حديث مندرج است ؟
آن احاديثى - كه در صورت بازگو شدن آنها از سوى صحابى « 107 » تحت عنوان « مسند » قرار مىگرفت - اگر از تابعى « 108 » بيان و تلقى گردد علاوه بر آنكه « مسند » است مرفوع « 109 » نيز مىباشد ، لكن « مرسل » « 110 » است . چنان احاديثى - در صورتى كه « مسند اليه » يعنى كسى حديث تابعى به دو اسناد « 111 » مىشود صحيح باشد و خود تابعى از ائمهء تفسير ، يعنى از مفسرانى به شمار رود كه تفسير را از صحابه دريافت مىكنند ، مانند مجاهد « 112 » و عكرمه « 113 »
هامش
107 - صحابى كسى را گويند كه محضر نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) را درك كرده و از او بهرهاى برده باشد .
108 - تابعى عبارت از كسى است كه محضر صحابى را درك نموده باشد .
109 - مرفوع عبارت از حديثى است كه از وسط سلسله و آخر آن ، يك يا چند نفر افتاده ، لكن راوى به رفع آن تصريح كرده باشد ، مثلا « كلينى عن على بن ابراهيم عن ابيه - رفعه الصادق ( عليه السلام ) - قال . . . » . در مرفوع ، اصطلاح ديگر نيز بازگو شده است : حديثى است كه در آخر به معصوم اضافه و انتساب يابد اعم از آنكه سند حديث ، مقطوع و يا مرسل و يا مسند باشد ( رك : دراية الحديث : مدير شانه چى ، ص 59 ) .
110 - مرسل عبارت از حديثى است ، كه شخصى - كه معصوم را نديده است - بدون وساطت صحابى از معصوم نقل كند . به عبارت ديگر : حديثى است كه آخرين راوى حديث مذكور و يا معلوم نباشد . و گاهى نيز بر حديثى - كه بيش از يك نفر از سلسلهء سند حذف گرديده است - اطلاق مىشود ( رك : همان مرجع ، ص 80 ) .
111 - يعنى سند راوى صحيح باشد .
112 - مجاهدين جبر مكى معروف به « ابو الحجاج » ( 21 - 104 ه ق ) از شاگردان ابن عباس كه مىگفت قرآن كريم را سى بار بر او عرضه داشتهام . و گويند مجاهد به روايت از ابن عباس ، تفسيرى نگاشت و ابن عباس تفسير تمام قرآن كريم را بر وى املاء كرد . وى داراى حريّت و جسارت فزونترى از مفسران ديگر در عصر تابعين بوده است كه در برخى از آيات قرآنى معتقد به تشبيه و تمثيل بود ، و احيانا قرآن كريم را بر خلاف مفاهيم ظاهرى آن تفسير مىكرد ( رك : سه مقاله در تفسير و نحو : از نگارنده ، ص 46 ، 47 ) .
113 - عكرمه - مولى ابن عباس ( م 104 ه ق ) كه تفسير را از ابن عباس و امير المؤمنين على ( عليه السلام ) اخذ و روايت مىكرد . سماك بن حرب مىگفت از عكرمه شنيدم كه اظهار مىكرد : من آنچه ميان دو لوح جاى دارد [ يعنى تمام قرآن كريم ] را تفسير كردهام ( تفصيل احوال او را بنگريد در همان مرجع ، ص 48 ) .