چنين امرى الغاء شده و آن را به صورت يك عام و قاعدهء كلى و داراى شمول در مىآورد .
آنگاه خداوند متعال ، زعما و اولياء امور را به حكومت عدل و داد فرمان مىدهد .
روايت شده است كه نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به على ( عليه السلام ) فرمود :
« سوّ بين الخصمين فى لحظك و لفظك » :
ميان دو متخاصم در نگاه و گفتارت ، عدالت را رعايت كن .
و در آثار آمده است : دو كودك در بارهء خطى كه نگاشته بودند نزد امام حسن ( عليه السلام ) رفتند ، و او را به عنوان داور - در مسابقهء خط - انتخاب كردند كه خطَّ كداميك از آنها زيباتر است ؟ . امير المؤمنين على ( عليه السلام ) از اين جريان آگاه شد و به امام حسن فرمود : دقت كن كه به چه كيفيّت ، حكم و داورى مىكنى ، خداى متعال در روز قيامت راجع به داورى تو از تو بازپرسى مىكند . « 95 »
مسئلهء چهارم : مصادر اسباب النزول و تعابيرى كه مىتواند بازگو كنندهء اسباب النزول باشد سخن بزرگان در اين باره :
مقدمه - در بارهء اسباب النزول سخن به گزاف نمىتوان گفت .
- واحدى نيشابورى :
وى در كتاب « اسباب النزول » هشدار مىدهد كه سخن و اظهار نظر در بارهء اسباب النزول آيات - جز از طريق روايت و سماع و شنيدن ، آن هم از كسانى كه شاهد و ناظر نزول قرآن كريم بوده ، و همزمان با نزول وحى مىزيستند ، و بر اسباب النزول آگاهى يافتند و در علم « اسباب النزول » به بحث و كاوش و تحقيق و پژوهش پرداختند - جائز و روا نيست .
- محمد بن سيرين « 96 » :
وى مىگفت : از عبيده ، « 97 » راجع به آيهاى از قرآن كريم سؤال كردم ، گفت : از
هامش
95 - مجمع البيان 3 / 63 ، 64 .
96 - ابو بكر محمد بن سيرين انصارى ( 33 - 110 ه ق ) قدوه و پيشواى اهل علم در زمان خود بوده و از بزرگان كتاب و نويسندگان به شمار مىرفت . زادگاه و جايگاه وفات او در بصره بوده ، كه فقه را آموخت و حديث را روايت مىكرد ، و به پارسائى و تعبير خواب شهرت يافت . كتابى به نام « تعبير الرؤيا » به دو منسوب است كه ابن النديم از اين كتاب ياد كرده است ، و اين كتاب غير از كتاب « منتخب الكلام فى تفسير الاحلام » او است كه هر دو طبع رسيده است ( الاعلام 7 / 25 ) .
97 - احتمالا عبيدة بن عمرو ( يا قيس ) سلمانى مرادى تابعى ( م 77 ه ق ) كه در يمن به نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) ايمان آورد ، اما آنحضرت را نديد ، و در زمان خلافت عمر به مدينه مهاجرت كرد ، و در بسيارى از وقايع شركت جست . فقه مىدانست و حديث روايت مىكرد ، و با شريح در امر قضاء موازى بود ( الاعلام 4 / 357 ) .