خوددارى نمودند ، و لذا مورد توبيخ واقع شدند . و اين توبيخ به منزلهء نهيى رسا و گويا از چنين خيانتى مىباشد ، چون آنها مشركين را رو به راه تر از مسلمين معرفى كردند - كه نبايد چنين سخنى بر زبان مىآوردند - . نهى از چنين خيانتى مقتضى امر به ضدّ و نقطهء مقابل خيانت ، يعنى امانت مىباشد كه بايد از روى عدالت راجع به نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) حكم و داورى مىنمودند ، و آنها را با صفات حقيقىشان كه در كتاب تورات آمده بود وصف مىكردند ، چون خداوند متعال فرمود :
« . . . فآمنوا بالله و رسوله النبى الامى الَّذِي يَجِدُونَه مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَالإِنْجِيلِ . . . » ( اعراف : 157 ) .
و نيز فرموده است :
« . . . ذلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْراةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الإِنْجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَه . . . »
( فتح : 29 ) :
اين وصفى كه در بارهء محمد ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) و ياران او در قرآن كريم آمده است همان وصفى است كه در تورات آمده و اهل انجيل وصف او را در انجيل اين چنين مىبينند ، مانند كشتهاى كه جوانه از خاك بيرون زند و يا خوشه برآورد .
بارى آيهء عامّ ، يعنى « إِنَّ اللَّه يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ إِلى أَهْلِها . . . »
اگر چه بلافاصله از لحاظ نگارش و ترتيب به دنبال آيات خاص ، يعنى : « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ . . . » قرار دارد ، ولى از نظر تاريخ نزول ، متأخر از آن است ، و اين مسئلهء مناسبت آنها با يكديگر است كه موجب گشت مدلول خاص ، يعنى اظهار وصف رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) - كه در آيهء « ألَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ . . . » مطرح است - تحت آيهء عام ، يعنى « إِنَّ اللَّه يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ . . . » مندرج باشد و آنها در كنار هم قرار گيرند . يعنى آيهء نخست ، يهوديان را به اداء امانتى خاص ، يعنى بشارت به نبوت پيامبر اسلام - از راه توبيخ آنها در كتمان آن - فرا مىخواند . اما آيهء امانت كه عام است همهء مردم را به اداء هر گونه امانات دعوت مىكند كه قهرا خاصّ ، يعنى اداء امانت در رابطه با بشارت به نبوت آنحضرت ، تحت عامِّ « إِنَّ اللَّه يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ . . . »
مندرج است .
سخن ابى العربى در بيان وجه ترتيب اين آيات خاص و عام در كنار يكديگر :
[ ابى بكر محمد بن عبد اللَّه معروف به ] « ابن العربى » ( 468 - 542 ه ق ) . در تفسير خود آورده است :
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 162
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص١٦٢