آيا ننگريستى به مردمى - كه بهره و نصيبى از كتاب آسمانى در اختيار آنها قرار دارد - به جبت و طاغوت « 1 » ايمان مىآورند و به مشركين مىگويند : آنها از مردمى كه به قرآن و اسلام ايمان آوردهاند ، يعنى نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) و ياران او ، راه راست را بهتر باز يافتهاند . اما اين گروه از اهل كتاب كه جفاكارانه سخن مىگويند عبارت از مردمى هستند كه خداوند متعال آنانرا مورد طرد از رحمت خويش قرار داده است ، و آنكه خداوند او را از رحمت خويش طرد كند هرگز يار و ياورى براى او نخواهى يافت .
هامش
( 1 ) جبت در زبان عربى قابل تصريف نيست . سعيد بن جبير مىگفت : جبت در زبان حبشى به معنى سحر است . و در اين آيه به معنى بت و هر چيزى است كه در كنار خداوند مورد پرستش قرار گيرد .
طاغوت مانند جبت ، بتهاى قرشيان بوده ، و يا گفتهاند : عبارت از خود كعب بن اشرف يهودى است . و اصولا هر كسى كه بيش از حد طاغى است ، طاغوتش مىنامند كه مصداق بارز آن شيطان مىباشد . بنابراين ، طاغوت سر منشأ هر گونه گمراهى و مانع و رادع هر گونه خير و نيكى مىباشد .
بارى جبت و طاغوت دو بت قرشيان بوده كه كعب بن اشرف يهودى - براى جلب نظر مشركين در برابر آن دو سجده نمود ، چرا كه عبادت بت يك رسم ديرينهاى در ميان يهود بوده است ، و اين دنيا طلبان روزگار ، در زمان موسى به گوساله پرستى روى آورده بودند ، و عبادت و پرستش عجل ، يعنى گوساله ، فرومايه ترين درجات طاغوت بوده كه در نفوس يهوديان همزمان با موسى ( عليه السلام ) ريشهاى ديرينه داشت . آنگاه در زمان يربعام ( رك : تورات - امل 12 / 26 / 32 ) پرستش عجل ، يك ديانت مصرى در برابر إله و معبود ، يعنى « گوسالهء آبيس » بوده است .
بطلميوس اول مصريان را در جهت ارضاء كاهنان مصرى جلب مىكرد تا دو بخش سرزمينهاى مصر را يكپارچه سازند .
بطلميوس آنگاه - كه در ايجاد همبستگى ميان دو ديانت يونانى و مصرى و يك پرستش مشتركى ، ايندو ملت را به هم پيوند مىداد - مىانديشيد ، لذا نام بت معبود را از « گوسالهء آبيس » به نام « سرابيس » تغيير داد كه بايد آن را يك نام مصرى يونانى دانست . آنگاه مصريان اين بت را در شكل و هيئت الههء مصرى « اوزريس ، يا گوسالهء آبيس ، و يا إله و معبود انوبيس » پرستش كردند ، و يونانيان در هيئت معبود يونانى « هادس - خداى آخرت » يا « اسكاليبوس خداى شفا » به پرستش آن آغاز كردند .
در مجله « مقتطف ، 944 » آمده كه عبادت « سرابيس » به جائى رسيد كه همهء مصريان و بدينسان يونانيان مصر آن را پرستش مىنمودند ، چون به صورت إله حكومت در آمد ، و در مسائل قضائى به هنگام قضاء بدان سوگند ياد مىكردند .
چنان كه عبادت « گوسالهء سرابيس » از اسكندريه به سرزمين يونانى ، و آنگاه به سرزمين روم راه يافت و در آن مناطق رو به انتشار گذاشت .
بىترديد عبادت گوسالهء سرابيس - از آن زمان كه در مصر به سر مىبردند - در نفوس آنها ريشه دار بوده كه احيانا از روى تقليد ، و گاه به صورت راهبران اصلى آن را پرستش مىكردند . از اين جهت در نخستين فرصت كوتاهى كه موسى به كوه طور رفت و از ميان آنها خارج شد ، سامرى گوسالهاى پرداخت كه يهوديان بىدرنگ در برابر آن به سجده و عبادت روى آوردند ( رك : مجمع البيان 3 / 59 . معجم القرآن 1 / 212 - 213 و 2 / 448 ) .
مرحوم ابو الفتوح رازى در بارهء مفهوم و مصداق « جبت » و « طاغوت » مىنويسد :
مفسران خلاف كردهاند در جبت و طاغوت :
عكرمه گفت : دو صنم بودند كه مشركان آن را پرستيدندى .
ابو عبيده گفت : هر چه بدون خدا پرستند - از : حجر ، و مدر ، و شجر ، و صورت شياطين - همه را جبت و طاغوت خوانند ، گفت : دليلش ، قوله : « أَنِ اعْبُدُوا اللَّه وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ . . . » و قوله : « وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوها . . . » .