دو آيهء مذكور [ يعنى آيهء 51 و 52 سورهء نساء ] و نيز آيات 53 تا 55 - كه پس از ايندو آمده است - اشاره به كعب بن اشرف و امثال و اشباه او از علماء يهود است كه وقتى وارد مكّه شدند و كشتگان بدر را مشاهده كردند مشركين را به خونخواهى و پيكار و جنگ با نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) تشويق نمودند ، و مشركين از اين علماء يهود سؤال كردند آيا محمد ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) و ياران او راه راست و درست را در زندگانى بهتر باز يافتهاند يا ما ؟ در جواب گفتند : شما . با اينكه مىدانستند در كتابشان ، يعنى تورات از پيامبر موعود به گونهاى وصف شده است كه كاملا با پيامبر اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) منطبق بود ، و خداوند از آنها پيمان گرفت كه اين حقيقت ، يعنى بشارت به نبوت رسول اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) را كتمان ننمايند .
بنابراين بشارت مذكور - به عنوان امانتى كه بايد از آن نگاهدارى كرده و به اهلش اداء كنند - مسئوليتى را براى آنان ايجاد مىكرد . اما آنها به وظيفه و مسئوليت خود در رابطه با اين امانت عمل ننمودند ، بلكه از روى حسد نسبت به نبى اكرم ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به كفار و مشركين چنين وانمود ساخته و به آنها گفتند شما راه هدايت را بهتر از مسلمين باز يافتهايد .
هامش
عطيه گفت از عبد اللَّه عباس كه : جبت ، اصنام است ، و طاغوت ، ترجمان ايشان كه از ايشان سخن گويند و مردمان را به عبادت ايشان دعوت كنند .
و گفتهاند : جبت ، بتان باشند ، و طاغوت ، شياطين ايشان كه اغراء كنند مردمان را بر عبادت او ، و هر صنمى را شياطين باشد .
عبد اللَّه عمر و شعبى و مجاهد گفتند : جبت ، سحر است ، و طاغوت ، شياطين .
زيد اسلم گفت : جبت ، ساحر است . و طاغوت ، شياطين ، دليلش قوله : « وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ » اى :
« الشَّياطين » .
محمد بن سيرين و مكحول گفتند : جبت ، كاهن باشد ، و طاغوت ، ساحر . و اين روايت والبى است از عبد اللَّه عباس .
و سعيد بن جبير و ابو العاليه گفتند : جبت ، ساحر باشد به زبان حبشه ، و طاغوت ، كاهن .
عكرمه گفت : ابو برزه در جاهليت ، كاهن بود ، وقتها نزد او شدندى و از او چيزى پرسيدندى ، اين آيه فرود آمد .
ضحاك و كلبى و مقاتل گفتند : جبت ، حيي بن اخطب است ، و طاغوت ، كعب بن الاشرف .
و گفتند : جبت ، ابليس است ، و طاغوت اولياى او .
مخارق روايت كرد از رسول ( عليه السلام ) كه او گفت :
« الطَّرق و الطَّيرة و العيافة من الجبت » :
سنگ زدن ، و تشاؤم كردن به چيز ، و زجر مرغ از زمرهء جبت است .
و در لغت ، جبت ، حرام باشد . و طاغوت ، فاعول باشد من طغى : آنكه مردم را به طغيان برد .
( رك : روض الجنان 3 / 200 ) . و در پارهاى از اين وجود رجوع كنيد به : التبيان : شيخ طوسى 3 / 223 ، 224 ) .