اگر چه دانشمندان در بارهء لفظ و تعبير عامّى كه از پى سببى نازل شده است دچار اختلاف نظر هستند از اينكه آيا اين لفظ و تعبير اختصاصا به مورد سبب نزول محدود است ، و يا آنكه بدان محدود نيست ؟
بايد گفت هيچ كسى نگفته است : عمومات كتاب و سنت به شخص معينى محدود مىباشد ، تنها چيزى كه مىتوان در بارهء اين عمومات اظهار كرد آن است كه حكم آن ويژهء نوع آن شخص معين مىباشد . در نتيجه ، اين حكم شامل همهء افرادى مىگردد كه مشابه آن شخص است ، عموم و شمول در اين گونه آيات صرفا بر حسب لفظ نيست كه شما بگوئيد حكم و محتواى آن مختص به مورد سبب نزول مىباشد ، بلكه اگر آيهاى داراى سبب معين و محدودى باشد - چه به صورت امر ، و چه به صورت نهى - شامل اين شخص و اشخاص ديگرى كه به سان او مىباشند - گشته و ديگران را نيز در بر مىگيرد . و آن آيهاى كه در قالب گزارش از مدح و ذم و ستايش و نكوهش فردى نازل شده باشد آن فرد و افراد ديگرى كه به مثابهء او هستند را زير پوشش خود گرفته و شامل آنها نيز مىگردد .
سخن ابن تيميه تا اينجا به پايان مىرسد .
يادآورى يك نكته در بارهء مسئلهء دوم :
حكم و قاعده در صورت خاص بودن لفظ و سبب چيست ؟
سيوطى مىگويد : از آنچه گذشت براى تو معلوم گشت كه فرض مسئله و طرح آن - يعنى مسئلهء اعتبار عموم لفظ و تعبير آيه - در بارهء تعابير و الفاظى از قرآن كريم بود كه داراى عموم و شمول باشد . امّا آن آيهاى كه در بارهء امر و يا شخص معينى نازل شده و لفظ و تعبير آن نيز داراى عموم و شمول نباشد به طور قطع آن آيه به همان شخص معين اختصاص داشته و بدان محدود است . مانند :
« وَسَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مالَه يَتَزَكَّى » ( و الليل : 17 ، 18 ) :
از اين آتش لهيبندهء دوزخ ، آن فرد با تقواترى - كه مال خود را در راه خدا انفاق مىكند و مىخواهد اين كارش در پيشگاه خداوند خالص و پاكيزه افتد - بر كنار و مصون خواهد ماند .
سيوطى مىنويسد : علت اختصاص اين دو آيه به فرد معين اين است كه بر اساس اجماع علماء و محدثين آنها در بارهء ابى بكر نازل شده است . حتى امام فخر الدين رازى از رهگذر همين آيه به ضميمهء آيهء : « إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّه أَتْقاكُمْ » به اين موضوع استدلال كرده كه ابى بكر را بايد پس از رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) افضل و والاتر و برترين
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 151
مساهمون: السيد محمد باقر حجتي
ص١٥١