تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
ابن صوريا عرض كرد : اگر فرد بينوائى در ميان ما مرتكب زناى محصنه مىشد او را سنگسار مىكردند ، ولى اشراف از اين كيفر در صورت ارتكاب زنا مصون بوده‌اند ، در نتيجه عمل زنا در ميان اشراف رائج گرديد ، و اگر مىخواستيم حدّ را اجراء كنيم فريادشان بلند مىشد و مانع اجراء آن مىگشتند . تا آنكه پسر عموى پادشاه مرتكب زنا شد و ما از اجراء حد در بارهء او دريغ كرديم ، امّا از آن پس نمىتوانستيم حد را در مورد زنا كاران اجراء نمائيم ، و بهانه مىآوردند تا پسر عموى پادشاه مشمول اين قانون واقع نشود و كيفر نگردد ما زير بار اين حكم نمىرويم . پادشاه احساس درماندگى كرد و شورائى تشكيل داد و نتيجه آن شد كه قانون جلد و تازيانه زدن را تصويب كردند : ريسمانى را تافتند و آن را قير اندود ساختند و بوسيلهء آن چهل ضربه بر زناكار وارد ساختيم و روى او را سياه كرده و بر خرى واژگونه نشانديم و او را دور شهر گردانيديم . رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) فرمود : هم اكنون باز يافتيد كه من به حق ، رسول خدا هستم ، آنگاه فرمان داد آن مرد و زن زناكار را احضار و بر در مسجد رجم و سنگسار كنند ، و اين حكم اجراء شد . حضرت به خدا عرض كرد : گواه باش كه من نخستين كسى هستم كه يكى از اوامر ترا - كه در ميان يهود به دست فراموشى سپرده شده بود - احياء نمودم . سر انجام پس از گفتگوهائى كه ميان آن حضرت و ابن صوريا رد و بدل شد ابن صوريا ايمان آورد ، و به آنحضرت از تبعيض يهوديان در اجراء حد گزارشهائى به عرض رساند كه اگر آنها يكى از ما را مىكشتند به ما اجازهء قصاص نمىدادند و ديه‌اى كه از ما مىستاندند دو برابر ديه‌اى بود كه از ما مىگرفتند . « 89 » 5 - و نظائر اين آيات كه مفسرين و محدثين يادآور مىشوند : فلان آيه در بارهء گروهى از مشركين مكه ، يا در بارهء قومى از يهود و نصارى ، و يا در بارهء جماعتى از مؤمنين نازل گرديد . آن كسانى كه چنين بيانى را در بارهء پاره‌اى از آيات اظهار كرده‌اند هدف آنها اين نبود كه حكم آيه مختص به همين اشخاص بوده است و شامل حال ديگران نمىشد ، زيرا اين سخن را هيچ مسلمان و نه هيچ عاقلى مطلقا بر زبان نمىآورد .
هامش
89 - روض الجنان 3 / 462 - 464 . احاديثى قريب به همين مضمون و فشرده تر از آن را بنگريد در : جامع البيان 6 / 152 - 154 .