دمخور و متناسب با يكديگر هستند .
نتيجه :
1 - آيهء مورد بحث ، از لحاظ لفظ و تعبير برخوردار از عموم است و مؤمنين و مؤمنات را به « طيب » و پاكيزگى توصيف مىكند . اين سخن با خاص بودن سبب نزول و انطباق آن با مورد سبب نزول منافى نيست .
2 - آيه ، بازگو كنندهء آن است كه اينان همگى شرعا محكوم به برائت و پاكى از تهمتهائى هستند كه تهمت وارد كنندگان بدون دليل ، اين تهمت را بر زبان مىآورند .
3 - آنان مشمول مغفرت و بهره مندى از روزى آبرومند و مطبوعى هستند ، و كفار در نقطهء مقابل آنها قرار دارند و از چنين مزايائى محروم هستند . « 74 »
بررسى روايات مربوط به افك
اول - روايت مربوط به افك در رابطه با عايشه :
از طرق متعددى - در كتابهاى تفسير و حديث - از عايشه روايت شده است كه مىگفت :
« برنامهء رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) چنين بود كه هر گاه عازم سفر مىگشت براى همراه ساختن يكى از همسران خود در آن سفر از قرعه استفاده مىكرد ، چنانچه قرعه به نام يكى از آنها اصابت مىكرد آنحضرت وى را با خود به سفر مىبرد .
رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) در رابطه با غزوهاى كه در پيش داشت قرعه زد و اين قرعه به نام من اصابت كرد . همراه آنحضرت - پس از نزول حكم حجاب - اين سفر را در پيش گرفتم . در اين سفر مرا در هودجم نشاندند ، و هنگام استراحت در منازل ميان راه مرا پائين مىآوردند ، و در موقع حركت دوباره در آن هودج جاى مىگرفتم ، و راه سفر در مىنورديديم تا آنگاه كه رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) اين غزوه و جنگ را به پايان رساند و در آن پيروز گشت . و عازم مراجعت شد .
در بازگشت از سفر تا نزديكى مدينه رسيديم ، و در آنجا شبانه در محلى فرود آمدند و هودج مرا از روى شتر فرو آوردند و من براى رفع حاجت - در وقتى كه حركت را اعلام كرده بودند - از جاى برخاستم و به راه افتادم تا از سپاهيان دور شدم . و پس از رفع حاجت
هامش
74 - الميزان 15 / 96 .